معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٣٦ - مفهوم نظمآهنگ
حالتى كه ذهن را جلب مىكند، نظام بديع و شيواى صوتى آن است. در اين نظام، حركات و سكنات واژگان به شكلى آرايش شده است كه به هنگام شنيدن، آوايى دلنشين به گوش مىرسد؛ آوايى كه شور در دلها مىاندازد و نشاط در جانها مىدمد. از جهتى، حروف «مدّ» و «غُنّه» در كلمات آن به شكلى حساب شده نشستهاند، بهطورى كه مىتوانند به پژواك صدا، آهنگى ببخشند و به نفس كشيدن قارى كمك كنند تا به سر حد فاصله و آنجايى كه استادان ترتيل بهطور قراردادى وضع كردهاند، برسد و نفس تازهكند.[١]
آيتالله معرفت (ره) در ادامه توضيح مفهوم نظمآهنگ به سخن عبدالله درّاز در اين خصوص اشاره مىكند كه چنين گفته است:
وقتى آدمى مىبيند كه از اين مخرجهاى سختجوش، چنين گوهرهاى تابناكى با اين ترتيب حروف و چنان آذينبندى بيرون آمده، التذاذى بىحساب مىبرد و وجدى بى انتها به او دست مىدهد. در اين حروف گويى يكى مىنوازد، ديگرى طنينانداز، سومين نجواگر است و چهارمين بانگ آورنده، پنجمين نفس را مىلغزاند و ششمين راه نفس را مىبندد و شما زيبايى آهنگ را در دسترس خود مىيابيد؛ مجموعهاى گوناگون و همساز، نه تكرار مكرّر و نه ياوهدار، نه سستى و نه غلظت، نه تنافرى در حروف و آواها. بدينسان كلام قرآن نه به دشخوارى سخن بدويان و نه به نرمى كلام شهريان است؛ بلكه آميزهاى است از هر دو، صلابت اوّلى را دارد و لطافت دومى را؛ گويى شيره جان دو زبان است و نتيجه آميختگى دو گويش. آرى! قرآن چنين جامه تازه و زيبايى به تن دارد و اين پيوسته نيز در حكم صدفى است كه در جان خود گرانبها نهفته است و مرواريدهاى ارزشمند را در آغوش مىگيرد. پس اگر زيبايى پوسته تو را از گنجينه پنهان درونش باز ندارد و تازگى و شادابى، پرده راز نهفته در ماوراى خود را بر تو حايل نشود و تو پوسته را از مغز كنار بزنى و صدف را از مرواريد جدا بنهى و از نظم و آرايش الفاظ به شكوه معانى برسى، مايهاى شگفتتر و شكوهمندتر بر تو متجلّى مىشود و معنايى بديعتر مىيابى. آنجا، روح و كنه قرآن است؛ شعلهاى است كه موسى را
[١] . ر. ك: همان، صص ٥- ٤؛ ثلاث رسائل فى اعجاز القرآن، صص ٣٠- ٢٩.