معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦١٠ - الف قطعى نبودن غالب مطالب علوم تجربى
الف. قطعى نبودن غالب مطالب علوم تجربى
علوم تجربى حاصل كاوشها و تجربههاى بشرى است كه در طى قرنها بر هم انباشته شده است. تا قبل از نيمه دوم قرن بيستم ميلادى، علوم تجربى را به دو شاخه نظريههاى علمى اثبات نشده و قانونهاى علمى اثبات شده تقسيم مىكردند. اگر نظريه علمى به وسيله مشاهده و تجربههاى مكرر تأييد مىشد، آن را اثبات شده و قانون علمى مىدانستند.[١]
اما پس از آن و با پيدايش نظريات جديد در فلسفه علم، روشن شد كه علوم تجربى افسانههاى مفيدى است كه در صحنه طبيعت و زندگى كاربرد دارد، اما هيچگاه بهصورت قانون در نمىآيد.
يعنى در تشكيل يك نظريه علمى، نخست به مسأله و مشكلى برخورد مىكنيم؛ و در مرحله دوم راه حلى براى آن حدس مىزنيم. سپس در مرحله سوم، قضاياى قابل مشاهده و تجربه از آن راه حل استنتاج مىكنيم؛ و در مرحله چهارم به ابطال اين قضايا اقدام مىكنيم. اگر اين قضايا باطل نشود، آن نظريه، تا هنگامى كه نظريه بهترى پيدا و جايگزين آن نشود، در علم باقى مىماند و مبناى عمل قرار مىگيرد.[٢]
بنابر اين، علوم تجربى اثباتپذير نيست، بلكه ابطالپذير است و در علم، قانون قطعى وجود ندارد.
البته اينكه قضاياى علوم تجربى قطعى نيست (به معناى قطع معرفتشناختى) يعنى نمىتوان گفت: فلان گزاره علمى حتماً مطابق واقع و تغييرناپذير است؛ اما برخى از قضاياى علوم تجربى قطعىاند (به معناى قطع روانشناختى) يعنى گاهى گزاره علمى از راه مشاهده يا به وسيله قراين ديگر
[١] . در اين مورد اشكالات متعدّدى به نحوه استقراى ناقص علوم شده و پاسخهايى نيز ارائه شده است.( ر. ك: علىاكبر سياسى، مبانى فلسفه، صص ٢٤٤- ٢١٠؛ ايان باربور، علم و دين، صص ٣ و ٢١٤- ٢١٣؛ شهيد صدر، الاسس المنطقيه للإستقراء، صص ١٣٥ و ٤٠٠- ٣٨٣؛ محمدعلى رضايىاصفهانى، درآمدى بر تفسير علمى قرآن، صص ٢٠٠- ١٨٥).
[٢] . اين ديدگاه پوپر( متوفّى- ١٣٧٣ ش) است، ر. ك: پوپر، حدسها و ابطالها و منطق اكتشافات؛ محمدعلى رضايىاصفهانى، درآمدى بر تفسير علمى قرآن، صص ٢٠٤- ٢٠٠.