معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٦٨ - پاسخ دلايل قائلان به صرفه
براى ديگر سخنوران آوردن مثل آن ناممكن باشد. در ادبيات عرب و ديگر زبانهاى پيشرفته، قطعههاى زيبايى از نظم و نثر يافت مىشود كه واقعاً موجب شگفتى است.
اعجاز بيانى قرآن در سبك عالى و نظم زيبا و آرايههاى لفظى منحصر نيست. اين همه جزئى از زيبايى و شكوه قرآن است و در پس اين قالب زيبا، سببى قوىتر وجود دارد كه همان معناى بلند و روح جانفزاى قرآن است. چنين تركيبى در ديگر سخنان كمياب، بلكه ناياب است.[١]
حال كه اين مسأله را دانستيم، دلايل ظاهرى آنان را تكتك نقد و بررسى مىكنيم:
١. در پاسخ ادعايى كه مىگفت در سخنان عرب همانند قرآن موجود است؛ استاد مىنويسد: در كلام عرب هيچ سخنى كه مشابه قرآن باشد وجود ندارد. اكنون كه دانستيم تابندگى قرآن برخاسته از به همپيوستگى زيباى لفظ و شكوه معنا و نيز تازگى صورت و بزرگى محتوا مىباشد، در سخنان عربها كجا مانند قرآن يافت مىشود؟ سنجشى گذرا ميان آيات كريمه قرآن با سخنان عرب، تفاوت فاحش ميان آن دو را بهخوبى روشن مىكند.
حكايت قرآنى لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا كه مورد استناد قائلان صرفه بود، در شأن نضر بن حارث است كه با شيطنت و دروغ قصد دور كردن مردم از پيامبر (ص) را داشت. او سخنان اهل حيره و داستان پادشاهان ايران را به عربستان منتقل مىكرد و با بازگفتن آنها، قصد مقابله با قرآن را داشت. آيات ٧ تا ٢٠ سوره قلم را نيز در شأن او دانستهاند. وى در روز بدر اسير شد و به سزاى عمل خود رسيد. آيا سزا است كه سخن چنين كسى پذيرفته شود و مورد استناد قرار گيرد؟[٢]
٢. ابن حزم تصور كرده بود كه شمردن نامها، كار عجيب و خارقالعادهاى نيست. در ردّ اين سخن همين بس كه «اطراد» يكى از هنرهاى بديعى شمرده
[١] . محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٤، صص ١٧٢- ١٧١.
[٢] . ر. ك: همان، صص ١٧٤- ١٧٢.