معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٥٤ - ٢ سبك نو و شيوه جديد بيانى
كاربرد لغات تمامى قبايل، آنها را با لغت يكديگر آشنا كرد و يك وحدت و يكپارچگى در زبان عربى به وجود آورد.[١] استاد سپس نام قبايل و واژگانى را كه قرآن از آنان بر گفته است، بر اساس آنچه سيوطى در الاتقان از قاسم بن سلام ياد مىكند، آورده است.[٢]
٢. سبك نو و شيوه جديد بيانى
قرآن سبكى منحصر به فرد را عرضه داشت كه در هيچ يك از شيوههاى سخنورى عرب نظير آن وجود نداشت؛ نه نثر، نه شعر و نه سجع و در عين حال امتيازات تمامى اين انوع ادبى را در بر داشت و از روانى نثر، زيبايى شعر، فشردگى و استوارى سجع برخوردار بود. عرب آن روزگار خود به اين مسأله گواهى داد. چنان كه وليد بن مغيره گفت: در شگفتم از آنچه او مىگويد. به خدا سوگند كه سخن او نه شعر است و نه سحر و نه به ياوههاى ديوانگان مىماند. گفته او سخن خدا است. وليد در پاسخ كسى كه گمان كرده بود قرآن شعر است گفت: كسى از شما از من به اشعار داناتر نيست. من رجز، قصيده و اشعار جن را از همه بهتر مىشناسم. آنچه او مىگويد به هيچ يك از اينها شبيه نيست. عتبة بن ربيعه و انيس بن جناده كه در شاعرى توانا بود نيز از اين مسأله در شگفت بودند كه قرآن در هيچ يك از قالبهاى موجود نمىگنجد.
محمد عبدالله درّاز مىنويسد:
اسلوب قرآن نه نرمى سخن شهرنشينان را دارد و نه خشونت سخن باديهنشينان. وزن مقطعها در آن بيش از نثر و كمتر از شعر است. نثر آن نيز ويژگىهاى منحصر به فردى دارد. واژگان در آن گزينش شدهاند و پيش پاافتاده و يا زشت نيستند، بلكه بلند مرتبه و زيبايند. جملهها در قرآن به گونهاى تركيب شدهاند كه در كمترين كلمات معانى فراوان و گستردهاى تعبيه شده است. تعبيرها فشرده است اما وضوح آن حيرتزا است به گونهاى كه كمسوادترين مردم به آسانى مىتواند آن را بفهمد. در قرآن ژرفايى وجود دارد كه به آن اين شايستگى را بخشيده است كه پايه
[١] . همان، صص ١١١- ١٠٨.
[٢] . همان، صص ١٣٠- ١١٢.