معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٨ - مصحف امام على(ع)
در آنها آمده است، آن امام مصحفى را تأليف و بعد از وفات پيامبر (ص) به مردم عرضه كرد؛ اما آنان آن را نپذيرفتند و پس از آن، از امامى به امام ديگر دست به دست گشت تا به امام زمان (ع) رسيد و او زمانى كه ظهور كند، آن را به ميان مردم خواهد آورد و به جاى مصحف كنونى رسميت خواهد بخشند. نيز مصحف آن حضرت تفاوتهايى هم با مصحف كنونى داشته است؛ نظير اينكه ترتيب آن موافق نزول بوده است و توضيحاتى افزون بر آيات قرآن در بر داشته است. اين روايات، نسل اندر نسل در لابهلاى كتابهاى حديثى و تاريخى و تفسيرى نقل شده است و نزديك به تمام علماى شيعه و اهل سنت اين روايات را پذيرفته و بر آن خردهاى نگرفتهاند؛ جز اينكه شايد براى نخستين بار عبدالله بن ابى داود (٣١٦ ق) بر روايت ابن سيرين مبنى بر اينكه على (ع) پس از وفات پيامبر (ص) به جمعآورى قرآن پرداخت، به لحاظ سند ايراد گرفت و آن را به جهت قرار داشتن اشعث بن سوّار كندى در سندش و نيز به تصور اينكه آن تنها همين يك طريق را دارد، تضعيف كرد؛[١] حال آنكه ضعف راوى مذكور مورد اتفاق علماى رجال نيست[٢] و علاوه بر او، عون بن عوف نيز آن را از ابن سيرين نقل كرده است.[٣] پس از او ابن حجر (ت ٨٥٢ ق) نيز سند روايت ابن سيرين را منقطع شمرد و با فرض عدم انقطاع، آن را بر جمع و حفظ آن در سينه حمل كرد و حتى تصريح عبد خير (ت حدود ٩٠ ق) را در روايت ديگر به اينكه امام على (ع) قرآن را در مصحف يا ميان دو لوح جمع كرد، توهم راوى خوانده است.[٤] حال آنكه چنان كه از برخى از طرق حديث آشكار است، عبد خير روايت خود را از امام على (ع) نقل كرده است.[٥] انگيزه نقد ابن حجر تنها اين است كه ثابت كند، امام على (ع) بر ابوبكر در جمع قرآن مقدم نبوده است؛ لذا روايت همين عبد خير را كه در اينجا موهوم خوانده
[١] . عبداللهابن ابى داود سجستانى، المصاحف، ص ١٦
[٢] . يوسف مزى، تهذيب الكمال فى اسماء الرجال، ج ٣، ص ٢٦٩
[٣] . عبدالرحمن سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ١، ص ٥٨
[٤] . احمدبن محمد ابنحجر عسقلانى، فتح البارى فى شرح صحيح البخارى، ج ٩، صص ١٣- ١٢.
[٥] . عبدالرحمن سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ١، ص ٥٨