معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧٤ - مدخل
و پيش از تدوين و توحيد نص و مصحف شدن قرآن كريم است. نيز گفته است راضى نيست كه از اين پس كسى كتابش (فصل الخطاب) را بدون خواندن كتاب كشف الارتياب بخواند.[١] نيز سيد محمد حسين شهرستانى (م ١٣١٥ ق) معاصر حاجى نورى كتاب مهمى به نام حفظ الكتاب الشريف عن شبهه القول بالتحريف در رد عالمانه و محققانه فصل الخطاب نوشته است.[٢] از سوى ديگر يكى از بزرگترين شاگردهاى حاجى نورى، يعنى صاحب الذريعه (شيخ آقا بزرگ طهرانى) هم كتابى به نام النقد اللطيف فى نفى التحريف عن القرآن الشريف نوشته و قول استادش را تأويل كرده است. او گفته است: استادم (محدث نورى) مرادش اين است كه قرآن موجود، پس از جمع عثمانى، افزايش و كاستى نپذيرفته است، و «مردم مراد مرا برعكس فهميدهاند، و حتى صلاح بود نام كتابم را فصل الخطاب فى عدم تحريف الكتاب مىگذاشتم. مراد من افكندن بخشى از وحى نازل شده است و اگر مىخواهيد نام كتاب مرا القول الفاصل فى اسقاط بعض الوحى النازل بگذاريد».[٣] اما حق اين است كه حاجى نورى معروف به محدث نورى/ خاتم المحدثين قرآن كريم را از حيث تحريفپذيرى با عهدين مقايسه كرده، و در عين حال گفته است كه قرآن تغيير و تبديلى مانند عهدين به خود نديده است! و به قول معروف، توجيه غلط، خود غلط ديگرى است.[٤]
مؤلف محترم سپس بحثى تحت عنوان «مراد از تحريف در عهدين چيست؟» گشوده و خلاصه آن اين است كه تحريفى كه قرآن كريم درباره عهدين ياد مىكند، تفسير نابجا، و در واقع تحريف معنوى است؛ چنانكه حضرت امام محمد باقر (ع) فرموده است:
اقاموا حروفه و حرّفوا حدوده، فهم يرونه و لا يرعونه
اهل كتاب ظاهر لفظ عهدين را حفظ كردند، اما احكام آن را دگرگون
[١] . همان، ص ٩٠.
[٢] . همان، ص ٩١.
[٣] . همان، صص ٩١- ٩٠.
[٤] . همان، صص ٩٣- ٩٢.