معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٦٤ - ب بررسى دلالى روايات اهل سنت
مرد عجمى از امت من قرآن را به لهجه عجمى خود مىخواند، ولى ملائكه آن را به آسمان بالا مىبرند ولى بر اساس همان متن عربى آن.
همچنان كه چنين برداشتى مؤيد با عمل پيامبر (ص) نيز هست كه هر گاه برخى از مسلمانان در لغت خواندن قرآن، دچار اختلاف مىشدند، آن حضرت بر چنين اختلافى كه همان اختلاف در لهجه و ادا بود، راضى مىشد.[١]
آيتالله معرفت معتقد است اگر در روايات سبعة احرف، تعبير به «حرف» هم شده، مقصود از آن براى هر كلمه وجوهى از نظر ادا است؛ زيرا حرف به معنى ناحيه هر شىء است مانند حرف الجبل و حرف النهر كه لبه كوه و لبه نهر است و هنگامى كه با كلام آيد، همان وجوه در ادا يعنى همان لهجهها است؛[٢] بنابراين روايات ياد شده به شرايط گوناگون تكلم مردم اشاره داشتهاند. ايشان چنين نظرى را بهترين نظر مىداند كه ابو شامه هم آن را قول حق دانسته است[٣] و در پايان بحث سبعة احرف از آن با عبارت قول مختار ياد مىكند و مىفرمايد:
هذا ما نختاره في التفسير الاحرف السبعه باختلاف لغات العرب اي لهجاتهم في التعبير و اداء.[٤]
و در جايى ديگر با عنوان قول صحيح ياد مىكند و معتقد است نظريه صحيح در معنى حديث سبعة احرف، حمل آن بر اختلاف لهجهها است،[٥] مانند اختلاف در «كفوا» و «هزوا» يا «هيت لك» كه مربوط به اماله، اشباع، تحقيق، تخفيف و ... مىباشد و به اختلاف لهجهها مرتبط است و قرائت نماز بدانها جايز است؛[٦] از طرفى آيتالله معرفت، تأكيد دارد كه در بين اختلاف قرا در قرائت سبعه، تنها قرائت رايج كه همان قرائت «حفص» از «عاصم» است،
[١] . تفسير طبرى، ج ١، ص ١٥.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٢، ص ١٠١.
[٣] . المرشد الوجيز، ص ٩٦.
[٤] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٢، ص ١٠١.
[٥] . همان، ص ١١٧: الصحيح كما قدمنا ان اختلاف اللهجات هي العمده في ملحوظ حديث السبعه الاحرف.
[٦] . همان، ص ١٦٣.