معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢٥ - اهل سنت در برابر روايات«سبعة أحرف»
نكردند؟ در حالى كه تاريخ گواه است كه صحابه اجازه نمىدادند حتى يك «واو» از قرآن كم شود.[١]
شمارى از رواياتِ سبعة أحرف چنانكه ديديد، حاكى از جواز تبديل نص قرآن بود به شرطِ اينكه آيه عذاب به رحمت و آيه رحمت به عذاب مبدّل نشود و مىتوان مثلًا به جاى سميعاً عليماً، عزيزاً حكيماً گفت؛ بهراستى اين روايات، در حدى از سخافت است كه با هيچ تأويل و توجيهى نمىتوان آنها را موجّه جلوه داد. سخنشناسان بهخوبى مىدانند كه هر واژه و تعبير جايگاه ويژه خود را دارد و زيبايى و فصاحت كلام، مرهون كاربرد دقيقِ كلمات و تعابيراست. بلاغت و زيبايى بىمانند قرآن كريم و اعجاز آنكه در شمارى از آيات مطرح است و جن و انس را به رقابت و هماوردى مىطلبد، عمدتاً حاصل كاربرد بسيار دقيق واژهها و عبارات است.[٢] اصمعى گويد:
آيه را اينگونه مىخواندم: «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» عربى بيابانى كه در كنارم بود پرسيد: اين سخنِ كيست؟ گفتم كلام خدا است. گفت دوباره بخوان، دوباره خواندم، گفت اين كلام خدا نيست! پس به اشتباه خود پى برده آخرِ آيه را بهطور صحيح اينگونه قرائت كردم: «و اللَّه عزيز حكيم». اعرابى گفت اكنون درست خواندى، اين كلام خدا است؛ پرسيدم: قرآن مىخوانى؟ گفت: نه! گفتم پس نادرستى قرائت اوّل و درستى قرائت دوم را از كجا دانستى؟ گفت: اى مرد! از آن رو كه خداوند عزيز است، حكم به قطع دستِ دزد داده است، اگر مىآمرزيد و رحم مىكرد كه فرمان قطع نمىداد.[٣]
اگر مضمون رواياتى را كه مىگويد: مىتوان به جاى سميعاً عليماً، عزيزاً حكيماً گفت و به جاى تعالَ مىتوان هلمَّ، عجّل و أسرع گذاشت صحيح باشد، معناى آن اين است كه در تعبيرات قرآن هيچ دقت، ظرافت و حسابى وجود ندارد؛ در اين صورت چنين قرآنى نهتنها داراى اعجاز نخواهد بود بلكه از
[١] . توبه، آيه ٣٤.
[٢] . ر. ك: سيدمرتضى عسكرى، القرآن الكريم و روايات المدرستين، ج ٢، صص ١٨١- ١٥٣.
[٣] . عبدالرحمن بن على بن محمد الجوزى، زاد المسير فى علم التفسير، ج ٢، ص ٣٥٤، ذيل آيه ٣٨ از سوره مائده؛ شيخ عباس قمى، تحفه الاحباب، ص ٢٩٣.