معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٩١ - فصل دوم ديدگاه استاد معرفت(ره) درباره حقيقت قرآن
مسلمانان است، وجود ندارد. آن امر بسيط عارى از آيه آيه بودن و سوره سوره بودن است، وجود واحدِ بسيطِ صرفى است كه در محلى بلند مرتبه مستقر و در كتاب مكنونى است كه جز پاكان بدان دسترسى ندارند.
از اين بيان روشن مىشود كه ايشان براى قرآن دو وجود فرض كرده است:
١. وجود ظاهرى كه الفاظ و عباراتِ داراى مفاهيم معروف را تشكيل مىدهد و آن همين قرآنى است كه تلاوت و قرائت و تدريس مىشود و از آغاز اسلام در دست مردم متداول است و با آن انس و الفت دارند.
٢. وجود باطنى كه همان وجود حقيقى اصيل است. وجودى كه احكام و عقول بدان دسترسى ندارد، چه رسد به اوهام و اين وجود حقيقى بلند مرتبه همان تأويل قرآن و اصل و مرجع اصلى آن است.
چنانكه با استشهاد به آيات و روايات[١] و فرق گذاشتن ميان دو لفظ انزال و تنزيل، دو نزول براى قرآن فرض كرده است: دفعى و تدريجى، نزول دفعى را بر همان حقيقت و وجود بسيطى كه وراى فهم عادى بشر است منطبق دانسته كه به منزله روح براى اين قرآنى است كه به تدريج به وجود تفصيلى نازل شده است.
اشكال و پرسش ما اين است كه اگر سبب و داعى مرحوم علامه از فرض دو وجود و دو نزول براى قرآن آيات و رواياتى است كه از نزول دفعى سخن مىگويند، اين كلام تام نيست، زيرا اولًا تشريف ماه رمضان درباره نزول همين قرآن معهود نزد مخاطبين به اين خطاب است، نه به امرى كه آن را نمىشناسند.
ثانياً قرآن نازل شده در اين ماه موصوف به هدايت براى مردم شده است:
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ[٢]
روشن است كه هدايت و بينات به همين كتابى است كه متداول بين مردم است، نه به كتابى كه مكنون و محفوظ نزد خدا در مكان بلندى كه به دور از
[١] . ر. ك: محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٩٤، صص ٢٥- ١١، ح ١٤، ١٥، ١٩، ٢٣، ٤١ و ٦١.
[٢] . بقره، آيه ١٨٥.