معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠٤ - ارزش اسباب نزول
كمك مىكند.[١]
سپس ادامه مىدهد:
ولى تتبع اين روايات و تأمل كافى در اطراف آنها، انسان را نسبت به آنها بدبين مىكند.[٢]
آنگاه پس از بيان شواهد و دلايل بدبينى نسبت به اين روايات مىنويسد:
با تحقق چنين احتمالاتى روايات اسباب نزول اعتبار خود را از دست مىدهد و حتى صحيح بودن خبر از جهت سند سودى نمىبخشد، زيرا صحت سند احتمال كذب رجال سند را از ميان مىبرد و يا تضعيف مىنمايد، ولى احتمال دَسّ يا اعمال نظر در جاى خود باقى است ... و وقتى كه شيوع جعل و دَسّ و مخصوصاً دخول اسرائيليات و آنچه از ناحيه منافقين كه شخصاً شناخته نمىشوند ساخته شده و داخل روايات گرديده، به مسأله نقل به معنا اضافه شود، اعتمادى به اسباب نزول باقى نمىماند.[٣]
و سرانجام مىگويد:
اساساً مقاصد عاليه قرآن مجيد كه معارف جهانى و هميشگى مىباشند در استفاده خود از آيات كريمه قرآن نياز قابل توجه و يا هيچ نيازى به روايات اسباب نزول ندارد.[٤]
٣. ديدگاه سوم، ديدگاهى معتدل و ميانه است و روايات اسباب نزول را به شرط برخوردارى از شرايط صحت و اعتبار حديث در فهم برخى آيات شريفه، مؤثر در فهم آنها مىداند. اين ديدگاه مشهورتر و طرفداران بيشترى دارد.[٥]
[١] . علامه طباطبايى، قرآن در اسلام، ص ١٠٢.
[٢] . همان، ص ١٠٤.
[٣] . همان.
[٤] . همان، ص ١٠٦.
[٥] . براى نمونه ر. ك: دهلوى، الفوز الكبير؛ جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن؛ بدرالدين زركشى، البرهان فى علوم القرآن؛ بابايى و همكاران، روششناسى تفسير قرآن؛ و فصلنامه پژوهشهاى قرآنى، شماره ١ و ٢.