معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠٣ - ارزش اسباب نزول
مطلق گرفت، چنانكه استاد گفتهاند؛ و يا عام و خاص من وجه گرفت، چنانكه برخى از پژوهشگران به اين نظر دادهاند.[١]
٢. عامل دوم كه به نظر از عامل نخست مهمتر مىباشد، آن است كه با ملحوظ داشتن تفاوت مذكور، بخشى از روايات منقول در حوزه اسباب نزول بهويژه روايات منقول از ائمه اطهار كه در نظر بدوى سبب نزول به نظر مىرسد، اما در واقع تطبيق آيه است و شرايط سبب نزول بودن را ندارد، در حوزه شأن نزول قرار خواهند گرفت، همچنانكه علامه طباطبايى آنها را از مصاديق جرى و انطباق بر شمرده است و بدين ترتيب از اشكال و نقد، مصونيت خواهد يافت.
ارزش اسباب نزول
درباره ارزش اسباب نزول در تفسير بهطور كلى سه ديدگاه مطرح است:
١. هر روايت سبب نزول به شرط برخوردارى از سند صحيح، مقبول است و مىتوان در تفسير آيات از آن بهره گرفت. اين ديدگاه شايد رايجترين ديدگاه در ميان مفسران اهل سنت باشد. البته در مقام عمل برخى به افراط گراييدهاند، چنانكه قرطبى با اينكه در مقدمه تفسيرش الجامع لاحكام القرآن شرط كرده كه تنها به ذكر روايات صحيح پايبند باشد، اما هر روايتى را در اسباب نزول نقل كرده است.
٢. برخى معتقدند كه اسباب نزول هيچ نقشى در تفسير آيات ندارد. سيوطى از بعضى ياد كرده است كه معتقدند هيچ فايدهاى تحت روايات اسباب نزول وجود ندارد، و اين روايات به مثابه تاريخند.[٢]
در ميان معاصران علامه طباطبايى به نقش اسباب نزول در تفسير چندان اعتقادى ندارد:
البته دانستن سبب نزول تا اندازهاى انسان را از مورد نزول و مضمونى كه آيه نسبت به خصوص مورد نزول خود بهدست مىدهد روشن ساخته
[١] . بابايى و همكاران، روششناسى تفسير قرآن، ص ١٥٣.
[٢] . ر. ك: جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ص ١٠٧.