معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٠ - تحليل كلى نظريه و آيات پيشگفته
تحليل كلّى نظريه و آيات پيشگفته
در تحليل نظريه و آيات پيشگفته، نكات زير قابل تأمّل است.
١. مشكل عمده نظريه پيشين، مسأله قاعده «الواحد» است. طرفداران اين قاعده بر اين اعتقادند كه فعل مستقيم خداوند فقط همان آفرينش عقل و صادر اوّل است و بقيه افعال از طريق عقل اوّل و ديگر عقول انجام و به خداوند نسبت داده مىشود. در اين فرض، نسبت نزول لفظى قرآن به خداوند و ناديده انگاشتن نقش واسطه، با قاعده «الواحد» ناسازگار است، مگر اينكه مانند اكثر متكلمان، قاعده مذكور را نپذيريم.
٢. اگر قرآن با الفاظ و اصوات معمول و مادّى نازل مىشد، چرا شنيدن آن به پيامبر (ص) اختصاص مىيافت؟ بايد كسانى كه موقع نزول وحى پيش پيامبر (ص) بودند، آن را مىشنيدند. خفا و عدم شنيدن كلام فرشته، خود دليل بر آن است كه اين ندا با صوت و لفظ عادى نبودهاست.
٣. پرسشها و ابهامهاى گوناگونى درباره كيفيت نزول قرآن مطرح است كه مجال ديگرى مىطلبد؛ مانند: نخستين لفظ و صوت قرآن به وسيله خداوند در كجا خلق، توليد يا نازل شد؟ آيا بر جبرئيل نازل مىشد يا بر ملائكه پيشين او يا بر لوحى (محفوظ) ظاهر مىشد و فرشته، وحى را از آن اخذ مىكرد يا اينكه قرآن لفظى در قلب فرشته الهام مىشد؟ قرآن كه حقيقت پيشين و مجرّد دارد، چگونه به امر مادّى و اعتبار تحوّل يافته است؟
٤. نكته ديگر، فاعليت طولى حق تعالى است. همان طور كه بنا بر قاعده الواحد و اصل عليت و سببيت، فاعليت و تصرّف خداوند در عالم امكان را با تفسير طولى و فقر ذاتى عالم ممكن توجيه مىكنيم، در بحث نزول قرآن نيز به همان شيوه عمل مىشود. درست است كه خداوند، نزول، قرائت، و تلاوت قرآن را به خويش نسبت داده است، امّا اين در طول عليت و نزول قرآن به وسيله پيامبر (ص) است؛ مانند نسبت حركت ابرها و رشد و نموّ گياهان به خداوند كه در طول علّيت الاهى، علّيت طبيعى در بين هست. به ديگر سخن، نزول قرآن دو سويه دارد: سويه اوّل آن نشأت گرفتن حقيقت غيبى و مجرّد آن