معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٠ - ج جايگاه التفسير الاثرى الجامع در روشها و گرايشهاى تفسير قرآن
الأثرى الجامع به اكثر آنها اشاره و گاهى از آنها استفاده يا تأييد و ردّ كرده است. از جمله:
الف. شيوه تفسير باطنى
مؤلف محترم در مقدمه تفسير، مطالب مفصلى در مورد تأويل و بطن ارائه و ديدگاهى جديد در مورد بطن (=تأويل) ابراز كرده است و آن را معناى التزامى آيه و پيام عام و قاعده كلى مىداند كه با الغاى خصوصيت از آيه بهدست مىآيد.[١]
سپس آيه:
ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.[٢]
را بيان مىكند كه ظاهر آيه در مورد مشركان و اهل كتاب است، اما پيام عام، آيه قاعده كلى «رجوع جاهل به عالم» است كه شامل همه اعصار مىشود كه عموم مردم به متخصص رجوع كنند.[٣]
ب. شيوه تفسير رمزى
در اين مورد به تفسير حروف مقطعه قرآن مثال زدهاند كه برخى از ابن عباس حكايت كردهاند كه در «الم» الف «اللَّه» و لام «جبرئيل» و ميم «محمد» است.[٤]
سپس از شاطبى حكايت مىكند كه اين نوع از تفسير مشكل است، چون اين شيوه استفاده در كلام عرب مرسوم نبوده است. آنگاه تلاش مىكند كه وجهى براى صحت اين اقوال بيابد كه بگوييم مقصود اين افراد اين نبوده كه اين مطالب تفسير آيه باشد، بلكه نوعى اعتبار ناظر به آيه است.[٥]
البته مؤلف محترم در بحث حروف مقطعه معتقد است كه اشاراههاى رمزى و اسرارى بين خدا و پيامبر (ص) است كه ممكن است حكمتها و فوايدى
[١] . همان، ج ١، صص ٣٧- ٢٩.
[٢] . نحل، آيه ٤٣.
[٣] . همان، ص ٣١.
[٤] . همان، ص ٣٧.
[٥] . همان، صص ٣٩- ٣٨.