معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٧٧ - ٥ ناروشمندى برگردان پارسى به تازى
آن، نقض غرض است.
سه. شيوهاى ديگر كه استاد- رحمةالله تعالى- در گزارش متون پارسى در پيش گرفته، روى آوردن به ترجمه گزينشى است، بدين معنا كه پس از آوردن متن پارسى، آن بخش از اصطلاحات و واژههايى را كه از ديدگاه ايشان دلكش است، برگردان، و باقيمانده را وانهاده است. بنگريد:
واستعمل «مه»- بكسر الميم- بمعني «الأكبر» في قوله: «هارون در سال امن و عفو زاد و به يكسال مه موسي بود»، و هو في مقابلة «كه»- بكسر الكاف- بمعني «الأصغر». و قد جاء في كلام [الشاعر الفارسي الملهم][١] «سعدي» الشيرازي[٢] [:]
|
چه از قومى يكى بىدانشى كرد |
نه كه را منزلت ماند نه مه را[٣] |
|
چهار. ناگفته نگذارم كه مؤلف محترم- رحمةالله عليه- به مناسبت معرفى تفسير كشف الأسرار و عدّة الأبرار از رشيد بن ميبدى، كه به تفسير خواجه عبدالله انصارى نيز شهره است، مطالبى را گزارش، ولى در پانوشت، تعريب كرده است[٤] و چه خوب بود كه با همه متون فارسى در كتاب، همينگونه برخورد مىشد!
گزيده آنكه نويسنده گرامى- قدّس سّره- در برخورد با گزارشهاى پارسى در كتابش سه شيوه گوناگون را به كار برده است:
١. گزارش متن پارسى بىتعريب و برگردان؛
٢. برگردان گزينشى؛
٣. برگردان كامل.
ليكن همانسان كه گذشت، سخته چنان است كه در همه موارد، شيوه نخست به كار مىرفت؛ زيرا خوانندگان اصلى كتاب تازيان ناآشنا به پارسىاند نه پارسيان آشنا به تازى.
[١] . واژههاى درون كروشه، افزوده چاپ دوم كتاب است: ج ٢، ص ٨٦٧.
[٢] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، چ ١، ج ٢، ص ٣٩٤؛ فراز پايانى و نيز سطرهاى ٥ و ٦ از همين صفحه، چ ٢، ج ٢، ص ٦٧٨ و سطرهاى ١٣ و ١٤ از همين صفحه.
[٣] . همان، چ ١، ج ٢، ص ٣٩٥، و چ ٢، ج ٢، ص ٨٦٧.
[٤] . همان، چ ١، ج ٢، صص ٥٦٩- ٥٥٥؛ چ ٢، ج ٢، صص ٩٨٣- ٩٧٣.