معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٣٩ - ٢ تحليل غير منصفانه از برخى تفاسير
از نظر آيتالله معرفت، صراحت قرآن بر آنها دلالت دارد[١]. آيتالله معرفت هم چنان بيان مىدارد كه مسائلى كه ذهبى بدان تأكيد دارد، از حوزه تخصصى او خارج است. وى مىگويد:
اما المسائل التي تعرض لها الذهبي حيث وقعت مورد تاييد مفسري الشيعه فاظنها خارجه عن اختصاص مثل الذهبي البعيد عن المسائل الخلاف بين المذاهب الاسلاميه في الاصول و الفروع.[٢]
آيتالله معرفت بيان مىدارد گرايش به اعتزال كه ذهبى و امثال او به مفسرانى مانند طبرسى، نسبت مىدهند، نسبت نادرستى است؛ زيرا شيعه اماميه اصول اعتقادى دارد كه در برخى از مسائل با مذهب اعتزال مشترك است مانند مسأله عدل ولى اين بدان معنا نيست كه شيعه اين عقايد را از معتزله گرفته يا آنان از شيعه اقتباس كردهاند، بلكه نشان دهنده اتفاق نظر اين دو مذهب در مسائل كلامى است؛ همان طور كه تمامى امت اسلامى نيز داراى مشتركاتى در اصول و فروع هستند.[٣] هم او يادآور مىشود در برخى از موارد ممكن است، معتزله از اماميه، اعتقاد خود را گرفته باشد.[٤]
ذهبى هم چنين كه از نظر آيتالله معرفت در خصوص تفسير طبرسى دچار بىانصافى شده، در مورد ديگر تفاسير شيعه هم راه را به خطا رفته است و نتوانسته شناخت كاملى از آنها ارائه بدهد. او به دليل اعتقاد نادرستى كه در مورد شيعه دارد، در معرفى تفاسير، بىباكانه سخن مىگويد؛ مانند آنكه در خصوص تفسير بلاغى[٥] كه به آيه ٥٧ سوره نساء[٦] ختم شده و در توصيف بهشتيان است، مىگويد: قبل از آنكه بلاغى تفسيرش را تمام كند، مرگ سراغ او آمده و تفسير او به آيه ٥٦ سوره نساء ختم شده؛ وى سپس اين آيه را مىآورد كه:
[١] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، ص ٣٨٨.
[٢] . همان، ص ٣٨٩.
[٣] . همان.
[٤] . همان، ص ٣٩٠
[٥] . علامه محمد جواد بلاغى، آلاءالرحمن فى تفسير القرآن.
[٦] . وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا.