مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٢٢ - كيد
پراكنده كردن شما را نخواهند داشت ولى اين بر خلاف ظاهر است.
وقتى كه روز بصره جنازه طلحه و عبد الرحمن بن عتّاب را ديد فرمود: «اما و الله لقد كنت اكره ان تكون قريش قتلى تحت بطون الكواكب... لقد اتلعوا اعناقهم الى امر لم يكونوا اهله فوقصوا دونه» خ ٢١٩ ٣٣٧، به خدا قسم خوش نداشتم كه قريش زير تابش ستارگان اين طور مقتول بيافتند، گردنهاى خود را براى خلافتى كه اهلش نبودند دراز كردند و قبل از رسيدن به آن گردنهايشان شكسته و خرد شد
كون
كان از افعال ناقصه به معنى: بود، هست، واقع شد و غير آن ميآيد و آن به طور گسترده در «نهج» آمده است «تكوين» احداث و به وجود آوردن است «مكان» اسم مكان است به معنى محلّ كون و محلّ بودن، جمع آن اماكن است
كىّ
داغ نهادن. آن فقط يكبار در «نهج» آمده است، آنگاه كه به خلافت رسيد، عدّهاى گفته بودند كه بايد مهاجمين خانه عثمان محاكمه و مجازات شوند، آن حضرت در كلامى فرمود: «و لا تفعلوا فعلة تضعضع قوّة... و تورث و هنا و ذلّة و سامسك الامر ما استمسك و اذا لم اجد بدّا فآخر الدواء الكىّ» خ ١٦٨ ٢٤٣، يعنى كارى نكنيد كه قدرت را از بين ببرد و سستى و ذلت به بار آورد، كار خلافت را اين چنين در دست نگه مىدارم و با مخالفان مماشات مىكنم و اگر چارهاى نباشد آخرين دواء داغ نهادن است يعنى با آنها مىجنگم و جريان محاكمه مخالفان عثمان را به اين زودى انجام نمىدهم
كيت
كيت كيت: كلمه اشاره است مانند «كذا و كذا» و آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، در مذمت ياران فرموده: «تقولون فى المجالس كيت كيت فاذا جاء القتال قلتم حيدى حياد» خ ٢٩ ٧٣ در مجالس خود چنين مىگوئيد (كه مىرويم و مىجنگيم) و چون جنگ روى آورد مىگوئيد: اى جنگ از من دور شو رجوع شود به «حيد»
كيد
تدبير. حيله.
راغب گويد: كيد نوعى حيله است گاهى مذموم و گاهى ممدوح باشد، هر چند در مذموم بودن بيشتر است
آن به صورت اسم و فعل چندين بار در «نهج» آمده است، در ملامت يارانش فرموده: «تكادون و لا تكيدون و