ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٩١ - پايان سخن و سخن پايانى
و دور داشت او است از آنچه كه در خور جلال او نيست، و تهليل عبارت است از توحيد؛ و به واسطه اشتمالش بر توحيد ذاتى و وصفى و فعلى؛ از صفات كمال او مىباشد، و مشتمل بر اقسام پنجگانه است كه مىگوييم: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الّا الّله و اللّه اكبر و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم.
٤٣٢/ ٥ و محتمل است كه مقصود از محامد و سپاسها؛ آنچه در مرتبه افعال است باشد و مراد از غير آنها غير آن (مرتبه افعال) باشد، اين بنابر آن چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در نفحات گفته: آشكارترين مراتب حمد مرتبه افعال و اسماء است و متعلّق آنها كه مرتبه افعال- يعنى مرتبه صفات و اسماء است- مدح مىباشد نه حمد، و حمدى كه تعلق به ذات دارد آن حمد حمد است؛ و آن عبارت است از ثناى صفت به ذات خودش و براى خودش؛ براى كسى كه آن براى او ذاتى است و غير جداى از ذاتش. اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
٤٣٣/ ٥ و يا گوييم: مقصود تمام اسماء و آثار آنها است مر تو را كه نسبت به تو كمالاتى است كه بازگشت به خودت دارد، اگر چه نسبت به ما و در گمان كوتاه و نظر نارساى ما- از حيث ظهور در مظاهر به حمدها و غير حمدها- تقسيم يافته است.
٤٣٤/ ٥ و ما جلال- يعنى سلبى- را پس از بيان كمال كه شامل آن است؛ و ثبوتى را كه خاص جمال است و تخصيصى پس از تعميم مىباشد جهت آگاهى بر اهتمام و تفخيم و بزرگ داشت بيان داشتيم، هم چنان كه آن حضرت ٦ استعاذه را كه از صفات جلال وصفى و فعلى و ذاتى او است پيش داشته و گفته: از سخط و خشم توبه رضا و خشنودى تو پناه مىبرم و از عقوبت و كيفر تو به عفو و آمرزشت پناه مىبرم. و از تو به تو پناه مىبرم، بنابر آنكه گفته: ثنا و ستايش ترا بر تو- آنگونه كه خودت خويش را ثنا و ستايش مىكنى- برنتوانم شمرد، و تمام اينها بازگشت به تو دارد، يعنى به واسطه ثنا و ستايش بر كمال تو و آگاهى بر جلال تو، چون لطف؛ ميوه و نتيجه؛ واحديت است و قهر مقتضى احديت؛ و هر دو دربردارنده؛ وحدت ذاتى، پس تمام اينها هر كجا كه ظاهر گشت براى تو و از تو است، اگر چه نارسايى از خصوصيات مظهريّت است، يعنى به حسب طلب آنها به زبان