ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٤١ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
غيب حقيقى آشكار شد؛ عين تعيّن و تجلى اول وحدانى مجمل بود، و مفاتيح الغيب و اعتبارات واحديت مانند تفصيل نسبى- بدون غيريّت و بيگانگى بين آن دو- بود، و به صورت تفصيل حقيقى علمى و وجودى نسبى اسمائى ظاهر؛ و به صورت اجمال حقيقى وجودى و نسبى علمى در تعين دوم آشكار شد[١]، و از حيثيت اجمال تفصيل نسبى كه در تعيّن اول داشت عين اين نفس گشت، و اركان تعين دوم كه عبارت از اصول هفتگانه اسمائى واقع در مركز آن است؛ به واسطه آنچه از آن در مرتبه «عمايى» و جانب آن تا بىنهايت كثرت كه منشعب مىشود؛ اجناس و انواع و فصولى تفصيلى حقيقى- نه نسبى- براى اين اجمالاند.
٤٣٣/ ٤ و اين اجمال و تفصيل نسبت به موجد و پديد آورنده عالم؛ علمى و وجودى است و نسبت به فهم ممكنات و شهودشان علمى و غير وجودى است، و اين تعيّن دوّم با همه آنچه از اجمال و تفصيل كه دربردارد؛ نسبت به مراتب كونى و اهالى آنها غيب و باطن است و صورتى براى تعيّن اول مىباشد و اركان آن مظاهر مفاتيح غيباند و تفصيل حقيقى آن مظهر تفصيل نسبى آنها است.
٤٣٤/ ٤ سپس گوييم: نفس رحمانى از آن جهت كه نور است در تعيّن دوم داراى دو حكم مىباشد: مفيض (افاضه كننده) بودنش است با اختيار، و اين كه اثرش- به حكم مشيت او- مفاض (افاضه شونده) است، وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً، يعنى: اگر مىخواست آن را (نور خورشيد را) ساكن قرار مىداد (٤٥- فرقان) و چون خواست، سايه نورش را به حكم حبّ اصلى و توجهات و اجتماعات اسمائى امتداد و گسترش داد، پس از آن اثرى در مرتبه ارواحى كه نسبتشان به غيب شديدتر است- يعنى از جهت مرتبه وجوب- ظاهر شد، همچنان كه مرتبه اجسام نسبتشان به شهادت- يعنى از حيث مرتبه علمى و يا بگو امكانى- شديدتر است و اين اثر عين قلم اعلا مىباشد. پس وجودش مجملى براى تفصيل نسبى وجودى است كه در تعيّن دوم مىباشد.
٤٣٥/ ٤ سپس از غيب اجمال قلم اثرى به صورت لوح محفوظ و تفصيل- با وجوه و
[١] - اين همان علم اجمالى در عين كشف تفصيلى است. م