ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٤ - فصل پنجم در آنچه كه كاملان - از ضبط كليات مهم علم و عمل - بيان داشتهاند
١٢١/ ٢ و از آن جمله آنچه را كه باز در آخر كتاب خود كه به نام منهاج العابدين ناميده برگزيده و مشتمل بر هفت عقبه است كه هر كس آن عقبات را قطع كند؛ تهذيب باطن از موذيات و آزار رسانان حاصلش مىشود[١].
١٢٢/ ٢ و از آن جمله چيزى است كه شيخ (محى الدين) رضى الله عنه در كتاب مواقع النجوم آورده و هر فضيلتى را در آن جا نتيجه توفيق قسمت شده دانسته و گفته: توفيق بر وزن تفعيل از موافقت آمده و آن معنايى است كه در انجام هر فعلى قيام به نفس داشته و صاحبش را از تجاوز از حد مشروعى كه در آن برايش گذارده شده باز مىدارد، بنابر اين مطلوب هر انسانى در حقيقت كمال توفيق است و آن همراهى توفيق است مر انسان را در تمامى حالاتش، و چون كمال يافت از آن تعبير به عصمت مىشود؛ و آن بستگى به عنايت حق تعالى نسبت به بنده- پيش از وجودش- دارد كه در بيان الهى به قدم صدق آمده و فرموده: وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ، يعنى: مؤمنان را نويد ده كه نزد پروردگارشان قدم صدق (سابقه نيك و سعادتمندانه) دارند (٢- يونس) و آن راهبر به سوى فضيلت و برترى؛ و باعث و انگيزه براى طلب استقامت- كه خود هدايت كننده به راه سلامت و رستگارى است- مىباشد، هر كسم اين را در تمام حالات بخواهد، چيزى از خير و كمال را دريغ نداشته است.
١٢٣/ ٢ توفيق را آغاز و ميان و پايانى است: آغاز آن اسلام است، يعنى انقياد و گردن نهان كلى؛ كه فراگير مقامات تفويض و توكل و تسليم و رضا مىباشد، و ميان آن ايمان است؛
[١] - اين شكل هم از كتاب منهاج العابدين رونويش شده: عقبه اول عقبه علم، عقبه دوم عقبه توبه، عقبه سوم عقبه عوايق و بازدارندهها( يعنى دنيا و خلق و شيطان و نفس) عقبه چهارم عقبه عوارض، عقبه پنجم عقبه بواعث( خوف و رجا) عقبه ششم قوادح( ريا و عجب) عقبه هفتم عقبه حمد و سپاس.