ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٨٩ - فصل چهارم در اين كه آنچه سبب در ظهور وجود كثرت و كثير - يعنى عدد و معدود - است
٩٧/ ٣ بسيارى از حكما قائلاند كه كلى طبيعى موجود در خارج هست، يعنى به واسطه وجود يكى از دو قسمش؛ و آن مخلوط و ماهيت به شرط شئى است، و خنجى و ارموى و كاتبى و غير اينها هم به وجود ماهيت مشترك تصريح كردهاند و خواجه نصير الدين طوسى قدس سره مطلب را نپذيرفته و گفته: اگر (كلى طبيعى) تحقق در تمام افراد خويش داشته باشد در اين صورت يك شئى به عينه نيست (بلكه اشياء است) و اگر تحقق در كل- از آن جهت كه كل است- داشته باشد؛ پس كل از آن جهت شئى واحدى است و در نتيجه بر اشياء واقع نمىشود، و اگر در كل- به معنى پراگندگى- تحقق داشته باشد؛ در هر واحدى جزء آن است- نه خود آن-
٩٨/ ٣ سپس گويد: معنى مشترك بودن آن بين آنها (يعنى اشياء) جز حمل آن بر آنها نيست، و حمل هم امرى عقلى است، بنابر اين مشترك را وجودى جز در عقل نمىباشد.
٩٩/ ٣ و قطب الدين رازى اين را نپذيرفته و گفته: شمارى از حقايق- مانند جنس و فصل و نوع- در فرد تحقق مىيابد، و اگر پيدا شد حمل بين آنها ممتنع و محال است.
١٠٠/ ٣ گويم: حقيقت مطلق- با قيد اطلاقش- نزد اهل تحقيق در خارج موجود است.
دليل بر آن چيزى است كه در بعضى از نسخههاى كتاب مفتاح الغيب و كتاب نصوص از قول حضرت شيخ قدس سره آمده كه: براى هر بينندهاى جز در منظور و مشاهده شده امتياز و جدايى نمىيابد، و اين با صراحتش دلالت بر تميّز و جدايى آنها دارد، چه رسد به وجود آنها در مظهر منظور و ديده شونده.
١٠١/ ٣ سپس (گوييم:) جواب از دو دليل به زبان اهل نظر[١]. اين كه تعين عارض بر حقيقت است، بنابراين اگر تعيّن موجود در خارج نباشد؛ موجودى در خارج وجود ندارد، زيرا امرى بين تعيّن و حقيقت برقرار نمىباشد، و اگر تعيّن موجود در خارج باشد؛ در اين صورت وجود عارض بدون معروضش محال است؛ و اين عروض- بر تقدير و فرض وجود تعيّن در خارج- عروض عرض خارجى است نه عارض عقلى؛ تا آنكه قائل به كافى بودن وجودش در عقل شود.
[١] - يعنى: جواب از دو دليل: به زبان اهل نظر و به زبان اهل تحقيق داده مىشود، زبان اهل نظر را بيان مىدارد و زبان اهل تحقيق را در صفحه( ٩١) بيان مىدارد.