ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٨٦ - فصل چهارم در اين كه آنچه سبب در ظهور وجود كثرت و كثير - يعنى عدد و معدود - است
و شاخه و تابع نسبت به عالم امر است، و اللّه غالب على امره، يعنى خداوند بر عالم امر خويش غالب و چيره است (٢١- يوسف)
٨٨/ ٣ پنجم اين كه: علم الهى كه همان نور است داراى دو نسبت مىباشد: نسبتى ظاهرى كه تفاصيل آن صورتهاى وجودى هستند و نور محسوس حكم اين نسبت را دارد. و نسبتى باطنى كه عبارت از معنى نور و روح وجود ظاهر (خارجى) است كه روشن كننده معانى و آشكار كننده حقايق غيبى كلى مىباشد[١]، و حتى اين نسبت باطنى علمى روشن كننده عين و معرفت و وحدت و اصل خود كه حق متعال است و همين طور نسبتهاى هويت او كه عبارت از اسماء اصلى او و شئون ذاتى وىاند؛ و نيز روشن كننده نسبت تمام حقايقى كه اختصاص به حق تعالى و يا عالم؛ و يا مشترك بين آن دو- به دو نسبت مختلف است- مىباشد، پس صورتهاى موجودات نسبتهاى ظاهر نوراند؛ و معقولات (يعنى معلومات معقوله) تعينات نسبتهاى[٢] باطنى نوراند.
٨٩/ ٣ پس عالم با مجموع صورتهاى محسوس و حقايق معقول خويش اشعه نور (وجود) حق متعالاند. اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، يعنى خداى نور آسمانها و زمين است (٣٥- نور) و أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً، يعنى: و علم خدا است كه به همه چيز احاطه دارد (١٢- طلاق)
٩٠/ ٣ گويم: اين اصول با انضمام به انواع نتايج گذشته (در فصل دوم) به حسب نكاحهاى (پنجگانه) بيان شده اين نتيجه را مىدهد كه: حقايق كلى اسمائى الهى و يا كونى اسباب (جمع سبب) تعينات روحانى هستند كه آنها (روحانيات) اسباب تعينات جسمانياتاند- و اگر چه مؤثر حق متعال است به واسطه توجه احدى ارادى و تجلى ذاتى كه به حسب تعينات قوابل تعيّن دارد- پس هر تجلى كلى احدى سببى است در ظهور جزئيات آن
[١] - يعنى نسبت ظاهرى را از جهت كليت و احديت آن دو دارد، زيرا نور از جهت تجردش ظاهرا ادراك نمىگردد و حكم هر حقيقت بسيطى نيز اينگونه است، بلكه نور به واسطه الوان و سطوح كه قائم به صورتهايند ادراك مىگردد، و همين طور ديگر حقايق مجرد كه جز در مادهاى الهى ادراك نمىگردد.
[٢] - و آنها اعيان ثابت ممكنات و تمام حقايق اسمائى و توابع آنها از اسماء مىباشند.