ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٨٥ - پايان سخن و سخن پايانى
ذاتيش كه مقتضى ازليّت و ابديّت او است نه تبديل مىپذيرد و نه تحول، پس اين تحول در دنيا و آخرت به واسطه آن نسبتها و به حسب ما است.
٤١٣/ ٥ و از آن جمله اسرار اينكه: حكم بر اين كه انسان كامل و وجود جمع و اجمالش از حيث جمع بودنش بين مظهريات جميع؛ حكم بر اين دارد كه عالم بتمامه شمار و تفصيل (او) مىباشد، بدان جهت است كه هر يك از آنها صورت حقيقت جامع و تعيّن آنند؛ ولى به دو وجه گفته شده، چون بارها از قول حضرت شيخ قدس سره گذشت كه گفته: وجود هر چيزى تعيّن حق است از حيث او. پس حكم بر حقيقت انسان كامل از حيث جمع احديش مر حقايق را به واسطه مركزيتش مر آن فلك (حقيقت) را؛ حكم بر مرتبه الهى است كه عبارت از مرتبه جمعيت انسانى و فياضيّت حق سبحانى مىباشد، اين راز را نيكو بفهم تا راز ثبات و حركت را كه در هر جا بيان شود نيكو بفهمى.
٤١٤/ ٥ بنابراين ثبات براى ذات حق نسبت به هر موجودى حقيقتا نسب است و حركت براى احوال و نسب او مىباشد. و نيز خواهى دانست كه تو از چه وجهى نقطهاى، يعنى از حيث جمع وجودى احدى اعتداليت، و به سبب چه اعتبارى عرش محيطى هستى كه پيوسته در چرخش است، يعنى به اعتبار اشتمال حقيقتت بر حقايق عرش عالم حقيقت و به اعتبار اشتمال مظهريّتت بر ديگر مظهريات عرش عالم صورى كه تحت صورتت مىباشد.
٤١٥/ ٥ دليل بر اين مطلب چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در برخى از نسخههاى نفحات (حاشيه) نوشته است و آن اينكه: قلب مخروطى شكل عرش است مر بخارى را كه در درون آن است و نگهدارنده آن؛ و بخار؛ عرش روح حيوانى و نگهدارنده آن است و تصرفاتش در آن موقوف بدان است، و روح حيوانى با مظهر بخاريش عرش روح الهى است كه عبارت از نفس ناطقه قدسى و نگهدارنده تدبير آنكه بدان تدبيرش به بدن ميرسد.
٤١٦/ ٥ و نفس قدسى به اعتبار مظاهرش نسبت بدان داده مىشود، يعنى حال ايجاد كه عبارت از رنگپذيرى هر مظهرى به وصف ظاهريّت و تحقق به احديت جمع عرش اسم «الله» است چنان كه فرموده: و سعنى قلب عبدى التقى النقى، يعنى: قلب بنده تقىّ نقى فرايم گيرد، و «لام» براى عهد است نه براى استغراق (يعنى بنده مخصوص) زيرا اين فراگيرى اختصاص به