ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٧٩ - پايان سخن و سخن پايانى
٣٩٤/ ٥ سوّمين كه عالىترين مراتب رضا مىباشد اين است كه بنده هم صحبت حق شود؛ البته نه براى هدفى و نه چشمداشت به مطلب معيّنى، و نه اين كه علت صحبت او مرا و (حق) را آن باشد كه از كمال او مىداند و يا از جانب خودش به او رسيده و يا مشاهده كرده است؛ بلكه صحبتش بايد ذاتى باشد و آن را سببى معيّن نباشد و هر چيزى را كه در عالم و يا درباره خودش واقع مىشود؛ آن امر را چنان بيند كه گويى مراد و مقصد او است و بدان لذت يابد، و كسى كه حالش اين است پيوسته در نعمت جاويدان است و به خوارى و درد اتصاف نمىيابد، و صاحب اين مقام ارزشمند و كمياب است و سبب كميابى آنان دو امر است: يكى عزت و بزرگى مقام است در نفس خود، چون آن شأن كسى است كه با حق تعالى در شئونش مناسبت دارد، به طورى كه هر چه حق انجام مىدهد او را مسرور و خوشحال مىسازد و گويى كه (آن فعل حق) اختيار او است. و ديگر آنكه راه به يافت و تحصيل آن (مقام صحبت) مجهول است.
٣٩٥/ ٥ و چون انسان در يك دم هم كه شده از طلب و خواست امرى كه بدان نياز دارد خالى نيست؛ براى اينكه طلب وصف لازم حقيقت او است، لذا (انسان كامل) متعلق طلبش را- جز از يك جهت- مجهول قرار مىدهد؛ و آن اين كه متعلق طلبش آن چيزى مىشود كه حق تعالى موجود شدن آنرا در او و يا در غير او خواسته است، از اينروى بهر چه كه از او و يا در او و يا در غير او واقع مىشود برايش موجب حصول لذت و سرورى مىگردد، و اگر اقتضاى واقع تغيّر و دگرگونى باشد؛ لذت يابنده به او- به واسطه طلب حق تعالى از او مر تغيير و دگرگونى را- تغيير مىپذيرد.
٣٩٦/ ٥ و من پس از حضرت شيخ اكبر رضى الله عنه كسى كه باين مقام نزديك شده باشد- جز يك نفر را كه با او در مسجد اقصى مصاحبت داشتم- نديدم، و او بزرگترين شخصى بود كه (در عمرم) ملاقات كردم و از او عجايب و شگفتيهايى ديدم و دانستم كه بيشتر خردها آنها را نمىپذيرند. پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٣٩٧/ ٥ از اين (مطلب) دانسته مىشود كه رضا و خشنودىاى كه بيانش اينجا آمده بالاترين مراتب رضا- يعنى مرتبه سوم- مىباشد.