ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٢٢ - سئوال سيزدهم اجناس عالم همگى از بالا و پائين چگونه بعضى در بعض ديگر اثر مىگذارند
وى مىباشند؛ و اثر گذارى هر چيزى در چيزى از جانب او و به او و در احوال او است، و انسان به واسطه برزخ بودنش بين دو مرتبه اسماء الهى و قوابل كونى، در هر چيزى به واسطه آنچه كه در او از او است اثر مىگذارد، يعنى حق تعالى نخست به واسطه مرتبه انسانى محيط او؛ در هر يك از آنها به واسطه آنچه كه از خودش در او است اثر مىگذارد و دوّم، به واسطه مظهريت انسان كه جامع تمام اسماء او است در مظهر مخصوصش اثر مىگذارد، اگرچه تعيّن ماده جمعى او از رنگ پذيرى مراتب و احكام تفصيلى آنها مىباشد.
٢٠٣/ ٥ و ختم و پايان اين اشارات آن چيزى است كه كشف خالص مىبخشد و شهود كامل حكم مىكند: هرچه كه به نام مجلا و مظهر و آينه و عين ناميده مىشود عبارت است از تعيّن مجلاى ذات حق سبحان، و حق تعالى به باطن خود در عين هر فردى؛ از احوال او كه به واسطه تعيّن آنها- و نسبت بعضى به بعض ديگر- امتياز پيدا مىكند متجلى است؛ ولى به او و از او- از حيث نسبت ظهورش- پس ذات احدى سبحان هم ظاهر است و هم ظاهر كننده[١]؛ اگرچه گمان تعدّد آن به واسطه تعدّد مظاهر كه احوال و نسبتهاى اويند برود، و همو (ذات احدى سبحان) باطن است و متجلى در تمام مظاهر؛ اگرچه گمان يگانگى آن رود، و آثار؛ احوال اويند و نسبت آثار هر ظاهرى به باطنش است، و نسبت ظهور و بطون به مدارك ما و نسبت به احوال ما تعيّن مىيابد،
٢٠٤/ ٥ سپس (گوييم:) ادراك كننده دو نوع است: ادراك كننده به ذات خود و ادراك كننده به واسطه صفت و يا حالت متعيّن و يا به آلت، نوع دوم از آنچه را كه انسان ادراك مىكند ناگزير داراى گونهاى از تعيّن و ظهور است، پس از جهتى ظاهر كننده[٢] است- اگرچه ادراك به ظاهر در آن نسبت داده مىشود- و نوع اوّل آنچه را كه انسان به حقيقتش و بدون واسطه ادراك مىكند؛ گاهى متعيّن است و گاهى مطلق و رهاى از محدوديت تعيّن است، اين به واسطه كمال بساطت و دوريش از دايره متناهى و محدود بودن است، و امكان اين نوع از ادراك براى انسان هست؛ چون حقيقتش آينه مرتبه الهى و كونى است كه با يكى از دو وجه
[١] - مظهر. م
[٢] - مظهر. م