ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٠٨ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
١٦٢/ ٥ و از دقايق رازها كه بيان داشتيم اينكه: كامل؛ به واسطه اتصافش به اوصاف دو طرف- يعنى مرتبه وجوب و مرتبه امكان- و معرفتش به اسم «مؤثر» كه مربى هر موجود است؛ و تحققش به سرّ جامع بين مؤثر و متأثر (اثربخش و اثرپذير)؛ احكام درجات متفاوت و احكام اصحاب و ياران آنها را- و نسبتشان را در اثربخشى و اثرپذيرى- مىداند، يعنى دانستن سبب دور كوچك بودن قمر و بزرگ بودن دور ثوابت را- با حفظ نسبت دائمى بين آن دو- مىداند، چون تمام دور قمر در بيست و هشت روز و كسرى است و تمام دور ثوابت در بيست و هشت هزار سال و كسرى مىباشد، نسبتش به كسر اوّل مانند نسبت عدد دو است به عدد يك؛ و اگرچه تحقيق اين را جز خدا و آنكس از بندگانش را كه مىخواهد نمىداند.
١٦٣/ ٥ و اين بدان جهت است كه فلك قمر آسمان اجسام مركب است كه در كثرت و تراكم- مانند مولّدات- تناهىپذير است، و آسمان صور؛ كلّى و روحانى است كه تا پائين مراتب جزئى مىرسد، و اين اجسام و صور شأنشان اين است كه به سرعت تغيير يافته و تبديل به اشخاص و احوال- به حسب تركيب و تحليل و تشكيل و تفصيل- مىشوند، خلاصه آنكه:
آن (لحظه) و شأن الهى همان است كه خود فرموده: بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ، يعنى: اينان از خلق جديد در شبههاند (١٥- ق) و: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، يعنى: او هر روز در كارى است (٩- رحمان) يعنى هر آن و لحظهاى، پس حكمت ايجاب مىكند كه تدبيرش را اسمى عهدهدار شود كه فلكش از حيث حركت و دور سريعترين افلاك؛ و نسبت به آثار اسماء افلاك علوى جامعتر باشد تا از اشراقات نامحدود آنها كه نزدش مجتمعاند هر لحظه جزئيات صور غير محدود را در هر قابلى به حسب قابليّتش- و مادام كه قابل است- انجام دهد، و شئون جزئى به حسب آنات و لحظات حركتش؛ و ادوار شئون به حسب ادوار حركتش- روزها و ماهها و سالها- تبديل يابند.
١٦٤/ ٥ پس همانگونه كه حكمت ايجاب مىكند دور نزديكتر و كوچكتر افلاك مخلوق به حسب دورى كه بدان ديگر ادوار مضبوط منسوب به يك مدبّر؛ مقدّر و اندازهگيرى مىشود سريعتر باشد- و آن دور يك روز است كه به واسطه حركت عرش تعيّن مىيابد تا اسماء آنها در تفصيل و تكثير اجسام و احوال اجسام مؤثر باشند- همينطور حكمت الهى