ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٠٢ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
سرّ الهى برايش كشف و آشكار شود- و آن در اصل از جهت وصف هيولانى است- راز فطرت الهى را كه در بيان رسول خدا ٦ آمده خواهد دانست كه فرمود: هر نوزادى بر فطرتزاده مىشود، و نيز راز ممنوع و حرام شدن بعضى از غذاها و حلال شدن بعضى ديگر را خواهد دانست كه اين براى مصلحتى است، خواه رنگپذيرى ناپسند باشد و يا پسنديده، و باز خواهد دانست كه مولّدات سهگانه داراى خواصّى در بدن و نفس غذا خورنده- به حسب آنچه كه پروردگارش در او به امانت گذارده- مىباشد.
١٤٦/ ٥ سپس گوييم: و چون سرّ الهى- خواه به امر وجودى و يا مرتبه علمى و وجوب و يا به مرتبه امكان تفسير شده باشد- به رنگ احكام آنچه از مراتب كه بر آنها عبور مىكند درآيد به سه قسم تقسيم مىگردد:
١٤٧/ ٥ قسم اول چيزى است كه نسبت كيفيات به آن؛ نسبت اعراض است به معروضات خود كه غير ثابت و غير مستحكم است، و اين به واسطه شرف و برترى مرتبه اوّليّت آن است در مرتبه حق؛ و نيز قوّه آن (مرتبه) كه تعبير از آن به «قدم صدق» و «عنايت» و غير اينها مىشود، پس اگر به موجب اين عنايت؛ احوال آنچه كه بر آن از مراتب روحانى و مقامات فلكى گذر مىكند (با احوال او) تناسب داشت؛ به طورى كه توجهات ارواح و قواى آسمانى به اين سرّ؛ معتدل و سالم از حكم افراط و تفريط (زيادهروى و كوتاهى) باشد؛ مظهر اين سرّ از مجذوبان و از كسانى است كه نياز به رياضات فراوان و سخت ندارد؛ مانند پيغمبر و على ٨ و هر كس از عترت و اوليا را كه خدا مىخواهد.
١٤٨/ ٥ قسم دوم چيزى است كه نسبت آن نسبت اعراض ثابت و صفات ذاتى و مستحكم است، و اين به واسطه غلبه اسم «رب» است بر اين امر- هنگام سريان- برخلاف (قسم) اول، ولى مرتبه اوّليّت آن در مرتبه حق داراى شرف و برترى و غلبه قوىاى است و در احوال و احكام تناسبى هست، و اين قسم اگر همراه با عنايت و تقدير (از جانب حق) باشد؛ صاحبش از كاملان مىگردد، وگرنه از متوسطان خواهد بود؛ آن هم پس از رياضات دشوار و سخت.
١٤٩/ ٥ قسم سوم چيزى است كه در آن احكام كيفيات رسوخ كرده باشد و در آغاز تعيّن مرتبهاش در مرتبه حق به حكم عنايت مذكور رنگ نگرفته باشد، اين بدان جهت است كه