ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٠٠ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
كلىاند؛ يعنى از حيث تعيّنشان به نفس روح الهى اصلى كه به نام روح اعظم و قلم اعلا ناميده مىشود، و گاهى در مرتبه نفس كلى تعيّن مىيابد و لوحى محفوظ و همانند آن (روح الهى) مىگردد، پس نفس تعيّن روح الهى به مظهر قدسى خود تعيّن او است و با روح الهى در دانستن آنچه كه خداوند مىخواهد از علومش به او بياموزد اشتراك دارد؛ يعنى بر مقدار وسعت و فراخى دايره مرتبه او كه تحققش بدان در پايان كارش ظاهر و آشكار خواهد شد.
سپس او در هر مرتبه و عالمى كه بر آن مىگذرد- تا زمان اتصالش به اين جهان عنصرى- تعيّن مىيابد؛ تعيّنى كه آن را حكم روح اصلى الهى در اين عالم و اين مرتبه اقتضا مىكند، در اين حال آنچه را كه روح الهى با خواست خدا به او آموخته مىداند (و يا آنچه را كه روح الهى مىداند او هم مىداند) اين را نيك بفهم كه از بزرگترين رازها و اسرار است؛ و به اين راز بيان پيغمبر ٦ كه فرمود: من پيغمبر بودم كه آدم ميان آب و گل بود، دانسته مىشود؛ و نيز راز بيان ذو النون مصرى- هنگامى كه از او از پيمان «الست» پرسيدند كه آيا يادت هست؟- گفت: گويى هماكنون صدا در گوشم است. و نيز بيان بزرگوار ديگرى كه گفت: پيمان «الست» ديروز بود، اشاره به پيمانهاى ديگر پيش از آن دارد.
١٤١/ ٥ حضرت شيخ قدس سره گويد: كسى را مشاهده كردم كه پيش از پيمان «الست» شش موطن پيمانگيرى ديگر را حاضر بوده است، اين را به شيخمان- رضى الله عنه- بيان داشتم؛ گفت: اگر مقصودش كليات باشد درست است، ولى اگر مرادش تمام مراتب و مقامات پيمانگيرى پيش از «الست» باشد؛ آنها بيشتراند، و اشاره كرد كه او پيش از آن (الست) تمام موطنها را حاضر بوده است.
١٤٢/ ٥ گويم: مفهوم از اين سخن اين است كه هر كامل احدى سير را در هر مقام و مرتبهاى كه بر آن مىگذرد- با حق تعالى- پيمانى است كه حالش در آن مقام و يا مرتبه آن را اقتضا مىكند، حال اگر اعتبار شود كه موطنهاى پيمان «الست» همان است كه در آن حكم آسمان قمر جارى است؛ مطابق آنچه كه پيغمبر ٦ در شب معراج آدم را در آسمان دنيا (يعنى آسمان قمر) مشاهده كرد؛ پس موطنهاى ششگانه كلّى كه پيش از آناند يا به حسب عنصرىها هستند؛ در اين صورت آسمانهاى ششگانهاى را كه بالاى آنها هستند در