ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٩٨ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
١٣٤/ ٥ سپس باز مىگردد آنجا و آنجا (يعنى به رتبه حيوانيت براى مرتبه دوم) و به مقدار آنچه كه دخول و خروجش را كثرت مىبخشد و نيز قوا و خواصى كه در مراتب بر آنها گذر كرده و بدانها براى (كون و) فساد و تكرار آميزش يافته برخورد مىكند؛ كيفيات معنوى را كه در آنها به امانت گذارده شده است به دست مىآورد، و اگر غلبه با حكم نيك آنها بود؛ بدانها بهرهمند مىشود- ولى پس از رنج و كوشش- و اگر غلبه با ناپسند و نامناسب بود؛ دانش و يادآوريش مر مراتب انتقالاتش را اندك شده و چه بسا كه به كلّى بر او پنهان بماند، و هرچه تكرار و كيفيات مخالف كمتر باشد يادآورى شتابش به او بيشتر شده و فتح و راه بر او آسانتر مىگردد.
١٣٥/ ٥ سپس در بيان آنچه كه احدى سير بودن انسان بر آن استوار است گوييم: اصل در اين؛ سرّ الهى است؛ يعنى تجلى نفسى رحمانى كه به اقتضاى احديت قابل او سارى است، چون نسبتهاى اسمائى او به واسطه تفاوت قابليات مظاهر آنها تفاوت پيدا مىكند و در تفاوت ظهورات اثر مىگذارد، و از آن تعبير به قدم صدق- در بيان الهى كه: وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ، يعنى: و كسانى را كه ايمان آوردهاند نويد بده كه نزد پروردگارشان قدم صدق «سابقه نيك» دارند (- يونس)- و نيز تعبير به عنايت ازلى و برزه (هويدا شدن) تجلى و امثال اينها- همانگونه كه در عرف تحقيق گذشت- شده است، پس تا هنگامى كه رنگپذير به احكام مراتب اسمائى و وجوه امكان نگشته- رنگپذيرىاى كه موجب پنهان شدن حكم احديت برزه و هويدايى مذكور شود- غلبه با آنها (سرّ الهى و برزه) مىباشد، چنانكه خداوند مىفرمايد: وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ، يعنى: خدا بر امر خودش غالب است (١- يوسف) و چون رنگپذيرى احكام حضرات و مراتب؛ اين سرّ الهى و حكم آن را پوشانده؛ اثر- از جهت حكم- با غالب آنها است.
١٣٦/ ٥ چون انسان مركب از اجزاى مختلف و حقايق گوناگون و قواى گرد آمده است و بهترين چيزى كه در او مىباشد سرّ الهى است و آن عبارت از تجلى وجه خاص است و شأنش اينكه به حسب تجلى شده و مرتبه او در وقت تجلى و حال و موطن او و امثال اينها ظاهر مىشود؛ لذا هر يك از آنها اثرى در خصوصيت مظهر دارند، براى اينكه نسبتهاى