ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٩٤ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
مناسبى را كه حال آمدنش از آن گرفته بود رها مىكند، چنانكه خداوند فرموده: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها، يعنى: خداوند شما را فرمان مىدهد كه امانات را به صاحبان آن بازگردانيد (٥٨- نساء) و اين رها كردن عبارت است از روى برگردانيدن روحش از اين جزء؛ و توجه و علاقهمندى به تدبير آن؛ و سست شدن حكم مناسبتى كه بين او و بين آن چيز- به واسطه غلبه حكم ارتباطى كه بين او و بين حق تعالى از حيث آنچه كه به سوى او بالا مىرود و از حيثى كه مىپذيرد- مىباشد، چون آن به وجهى برگرداندن او است بر او.
١١٩/ ٥ و اين همان چيزى است كه رسول خدا ٦ از حق تعالى حكايت مىكند كه: روزه مال من است و خودم پاداشش هستم، براى اينكه خوددارى از خواستهايى كه مبطل روزهاند؛ روى گردانيدن از اقتضاهاى قواى نباتى از غاذيه و ناميه و مولّده و مصوره و غير اينها است، و همينطور از خواستهاى قواى حيوانى، چون روى گردانيدن از جزء مقوّم روى گردانيدن از كل مقوّم است، از اين روى ضعف بدن در ضعف ادراكات حسى اثر مىگذارد- اگرچه قوه ادراكات عقلى به قدر ضعف بازدارندهها و در كار دارندههايش[١] موجب باشد.
١٢٠/ ٥ سوم سفر از خدا است، و اين وقتى است كه حكم اين معراج (قلبى) در او به پايان رسيده باشد و به نهايتى كه رسيدن بدان معيّن و مقدّر شده و به حسب اين سير شايستگى رسيدن بدان را يافته برسد، و اين به حسب رتبه اوّليت وجودى او و مرتبه متعيّن وى در علم حق- كه آن را اراده به حسب درخواست اسماء برترى داده- مىباشد، و چون خداوند بازگشت او را به عالم شهادت براى تكميل غير خود- از پيروانش- خواست[٢]، مانند امّت انبيا و جماعت اوليا؛ و يا براى تكميل خودش؛ چنانكه در حديث قيامت آمده: پيغمبرى مىآيد و با او هيچكس نيست، و يا براى هر دو امر با هم؛ يعنى تكميل خودش و غير خودش پس از فتح با تركيبى معنوى باز مىگردد كه مناسب تحليلش باشد؛ يعنى به واسطه آگاهى بر مراتبى كه اجزائى را در آنها رها كرده و اين اجزاء را گرفته، ولى نه از نوعى كه نخست بود، يعنى از
[١] - يعنى شواغل و موانع. م
[٢] - اين خبر: از پيروانش خواست ... م