ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٩١ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
كه اوّلين صورت وجودى را پذيرفته است، يعنى از وقتى كه نه حيث بود و نه هنگام؛ يعنى نه مكان بود و نه زمان؛ بلكه حين مفارقت و جدا شدن نسبى مرتبه تعيّنش از مرتبه علمى الهى، چون آنجا غير حق را شيئيت وجود نبود و اين مفارقت نسبى بوده نه حقيقى، چون آن انتقالى معنوى بود كه از وجود علمى- به واسطه شيئيت ثبوت- به وجود عينى (خارجى) و شيئيت وجود بيرون آمد، و سير معنوى انسان در تفسير فاتحه به آميزش و تلبّس او به احوال مرتبهاى پس از مرتبه ديگر و رنگپذيريش به احكام آنها (مراتب) تفسير شده است، و اين تلبّس و آميزش همان تقلّب و دگرگونى و انتقالى است كه گفته شد، و ظهور صورت انسان علمى بر وحدتش در مظاهر وجودى يكى پس از ديگرى- به حسب تمام قابليت در هر مظهرى- به حكم حبّ اصلى و اقتضاى احدى است كه نسبتهايش به حسب مظاهر متعدد مىباشد؛ و اين به نام تقلّب و دگرگونى و انتقال ناميده مىشود.
١١٤/ ٥ حضرت شيخ قدس سره در تفسير گويد: بدان كه سير ذاتى اصلى نسبت به حقايق كونى و اسماء و ارواح و اجرام و تمام تطورات و دگرگونىهاى وجودى؛ دورى و گردشى است، پس سير اسماء به واسطه ظهور آثار آنها است و سير حقايق به واسطه تنوعات و گوناگون بودن ظهورات آنها است و سير ارواح به واسطه توجه آنها است، يعنى يارى خواستن از حق تعالى است به توجهى؛ و يارى دادن است به توجهى ديگر؛ و به واسطه مواظبت بر آنچه كه اختصاص به آنها (ارواح) دارد، يعنى عبادت ذاتى با دوام تعظيم و بزرگداشت و شوق، و سير طبيعت به واسطه به دست آوردن آنچه كه از آن صفت همگان و حكمش ظاهر مىشود، اين را نيك بفهم. و اما سير خصوصى از وسط است و دو سر خط به آن منتهى مىشود، و خط مستقيم و راست كوتاهترين خطها است و در نتيجه نزديكترين مىباشد، و نزديكترين راهها به حق تعالى كه به نام شريعت شناخته شده و سعادت را- با روى آوردن و توجه بدان- همراه دارد همان راه راست و صراط مستقيم است كه در شريعت محمدى بدان آگاهى داده شده. پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
١١٥/ ٥ از اين (تفسير حضرت شيخ قدس سره) فهميده مىشود كه سير عبارت است از آميزش احوال پىدرپى، و آن همانگونه كه به وجود و تجلى ذاتى انتساب مىيابد؛ به اسماء و