ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٩٠ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
است مر احديت ذات را كه در آن (مرتبه) است و آن مجلا و آينه او است و او آينه نسبتها و وجوه و رقايق آن است، و ذات با اينكه آينه احوال است؛ احدى و يكتا و غير متعيّن در ذات خود- در حال الحاق و نسبت دادن احوال و احكام- مىباشد. و در عبارات فكوك گفته آمد كه: اين صورت علم حق تعالى است به خودش، و اين ادراك تمامى است براى كيفيت وجود از حيث انتسابش به مظاهر و مراتب.
١١١/ ٥ سپس گوييم: مراتب استجلايى كه بدان اشاره شد- يعنى استجلاى وجود انسانى كه به حسب مراتب متعيّن است- از مرتبه جمع و وجود كه اوّلين مراتب وصف شده است آغاز مىگردد تا به قلم و لوح و عرش و بعد عرش؛ تا مولّدات سهگانه و تا موجوديت يافتن نطفه و وقوع آن در رحم مىرسد، يعنى بر ترتيب معلوم شرعى و عقلى كه بيان الهى دلالت بر آن دارد: ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ، يعنى: سپس نطفه را خون بسته كرديم و خون بسته را گوشت پاره كرديم و گوشت پاره را استخوانها كرديم و استخوانها را گوشت پوشانيديم و آنگاه وى را خلقى ديگر پديد كرديم، بزرگ است خداى يكتا كه بهترين آفرينندگان است (١٤- مؤمنون)
١١٢/ ٥ بدان كه مراتب استجلا اعم و فراگيرتر از مراتب استيداع است كه در تفسير بيان داشته: انسان پيوسته در مراتب استيداع مشغول كار و عمل است؛ يعنى از وقت جدا شدن اراده از پهنه علم (حق تعالى) نسبت به او؛ به اعتبار نسبت ظاهر بودنش نه نسبت ثبوتش؛ و سپردنش (يعنى اراده) او را به قدرت و سپس تعيّنش در قلم اعلا و پس از آن در مقام لوحى نفسى و بعد در مرتبه طبيعت و از پى آن در عرش؛ تا آخرين مراتب آن؛ يعنى زمان استقرارش به صفت صورت جمع- يعنى در رحم- چون آن در مولّدات پايان كار است و رحم مرتبه استقرار است، همچنان كه (در فاتحه اين كتاب) بدان اشاره كرده و باز هم تصريح بدان خواهد آمد.
١١٣/ ٥ سپس گوييم: انسان در صور موجودات- طور و حالى پس از طور و حال ديگر- تقلبات و دگرگونىهايى و انتقالاتى از صورتى به صورت ديگر دارد، و اين از هنگامى است