ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٨٣ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
آنها، و چون تعيّن يافت و اين حيرت از او برطرف گشت و شروع در طلب كرد؛ حالش از دو امر خالى نيست: يا اين است كه مطلب متعيّن به او احاطه پيدا مىكند، به طورى كه هيچ بازماندهاى كه بدان زيادى را بطلبد باقى نمىماند- همچنان كه حال اهل مذاهب غالبا اين چنين است- و يا با آرام يافتنش بازگاهى از چيزى كه سودش بيشتر از آنچه كه حاصل كرده است مىباشد تفحص و جستجو مىكند.
٨٧/ ٥ پس اگر آنچه كه او را بىآرام مىكرد يافت؛ به دايره مقام دوّم انتقال مىيابد و سخن در آن مانند سخن در اوّلى است؛ يعنى حال او بيرون از دو امر نيست؛ به ويژه اگر دسته دسته شدن متوسطان را به صورت دستههاى متعدّد مشاهده كرد كه هر يك از آنان خودش را به هدف رسيده مىبيند نه غير خودش را، و او احتمال را در هر درست و نادرستى وارد مىبيند، لذا پيوسته حيرتزده است تا حكم مقام بر او غالب شود و بدان اطمينان و آرامش پيدا كند؛ و يا آنكه حجاب و پرده از برايش برگرفته شود و از اهل كشف گردد، و حال او در آغاز كشف مانند حال او است در آنچه كه پيش از اين گفته شد؛ يعنى احتمال اطمينان و آرامش به آنچه كه حاصل كرده- و يا بقاى علّت طلب- به ويژه اگر به بيان الهى نظر كند كه فرموده: وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ، يعنى: هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد؛ مگر به وحى و از پس پردهاى و يا آنكه رسولى به فرستد و به فرمان او هرچه خواهد وحى آورد كه خداى والا و حكيم است (٥١- شورى) پس آگاهى مىيابد هرچه كه اتصال به حجاب و واسطه دارد؛ از آن (حجاب و واسطه) در او حكمى است؛ لذا بر پاكى اصلى خودش باقى نمىماند؛ و احتمال (راه پيدا كردن) بر او وارد مىشود؛ به ويژه اگر راز وقت و موطن و مقام و حال و وصف غالب و غير اينها را بداند، و خصوصا اگر انديشه در بيان الهى كند كه فرمود: قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ، يعنى: بگو من نوبر پيغمبران نبودهام و ندانم با من و شما چه مىشود؛ جز آنچه را كه به من وحى مىشود پيروى نمىكنم و من جز بيم رسانى آشكار نيستم (٩- احقاف) او ٦ به قطع و يقين نفرموده؛ و اين به واسطه علمش است كه خداوند هرچه را بخواهد محو و ثبت مىكند و اين كه حكم حضرت