ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٦٣ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
امثال آنها در مقدار زمان پديدار گشت، ولى در مقام پايان ادوارشان و بازگشت سلطنت ادوار به اصل زمان كه عبارت از دور عرشى است، كبايس و نسئى[١] از بين رفته و حكم زمان به وحدت و اعتدال بازگشت مىنمايد، لذا زمان استجلاى تجلى اول كه جامع بين احديت و واحديت است؛ به واسطه تعيّن يافتن مزاج عنصرى انسانى وحدانى فرا رسيد و مظهرى صورى براى برزخيّت نخستين شده، و به واسطه تعيّن يافتن قلب تقى نقى از عين اين مزاج؛ مظهرى معنوى براى آن شد.
١٧/ ٥ پس مفاتيح به واسطه سرايت حبّ اصلى در آنها؛ از حيث مظاهر هفتگانه و فروع آنها- پس از تحققشان به كمالات اختصاصى روحانى و مثالىشان- شتافتند و به تعيين مزاج اعدل محمدى توجه نمودند، پس وجودش از مرتبه تجلى اول تعيّن يافت و همينطور فرود آمد و بر تمام مراتب و آثار معتدل كامل آن- بدون توقف و درنگ- گذر كرد.
١٨/ ٥ اين تجلى از حيث صورت و حكم به صورت غذاى معتدل ظاهر گشت و آن را «عبد الله» و «آمنه» (پدر و مادر حضرت رسول ٦) به بهترين وجهى و در خوبترين وقتى خوردند و در معتدلترين زمانى تبديل به نطفه شد و اثر محبت اصلى در آن دو؛ به صورت شهوت- در كاملترين حال- آشكار گشت و اجتماع درست شد و نطفه مبارك در بهترين ساعت و نيكوترين طالع- به حكم اقتضاى دوره عرشى وحدانى و سلطنت آن و سرايت حكمش در تمام ادوار- در رحم استقرار يافت، و هريك از اسماء از حيث مظاهر روحانى و مثالى و فلكى و كوكبىشان، از حيث كمالاتشان به رعايت اين مزاج اكمل و تربيتش در اطوار خود برخاستند، و پس از تسويه يافتن كامل؛ روح اعظم يگانه و يكتاى اقدم كه عبارت از قلم اعلا است؛ از حيث نسبت ظهورش به صورت تفصيل در لوح و به (صورت) تدبير و تربيت- با وصف كلى جملىاش- به اين مزاج اعدل مستوى و آراسته- در كاملترين وقت و معتدلترين ساعت- تعلق گرفت.
[١] - كبيسه سالى است كه طبق قاعده نجومى يك روز به ماه آخر آن اضافه مىكنند و اين هر چهار سال يك دفعه است كه مازاد ٣٦٥ روز را كه ٥ ساعت و ٤٩ دقيقه است جمع كرده و يك سال را ٣٦٦ روز مىگيرند. و نسئى در ميان اعراب جاهليت بوده كه ماه محرم را كه جنگ در آن حرام بوده يك سال به عقب مىانداختند و به جايش ماه ديگر را حرام مىداشتند تا بتوانند در آن ماه حرام بجنگند. م