ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٦١ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
وصفى از آن (جمعيت)- بودند، و حكم اين اثر پنهان در اذواق او (انسان كامل حقيقى ازلى) كه تعلق به طرف ولايتش دارد و خبر دادنهايش- كه تعلق به طرف نبوتش دارد- ظاهر گشت، و هر كدام از آنها به نام خليفه و كامل و اولى العزم ناميده شدند، و از شأن او (انسان كامل حقيقى) صبر و پايدارى و ثبات در نقطه وسط بين حق و خلق است تا مدد و كمك را از حق تعالى به سبب جهت حقىاش كه حكمش ظاهر و آشكار است بگيرد و از جهت خلقىاش به خلق بدهد و به هيچ طرفى تمايل و انحراف نيابد، و هر خليفه كاملى را بايد از جانب حق تعالى ميزانى كلى- براى حفظ كلمه و حكم وحدت و عدالت- بر جانب خلقى بودنش در ذات خود و در كسى كه مدد و كمك وجودى يگانه را به واسطه او مىگيرد باشد، براى آنكه احكام امكانى و آثار نفسانى و شيطانى بر او وارد نشود، و اين ميزان را شريعت نامند.
١٣/ ٥ و اگر (اين ميزان) قانونى كلى كه مشتمل بر تمام آنچه حقيقت اين كامل و وجود او بر آن اشتمال دارد باشد، يعنى از اذواق و اخلاقى كه رساننده به حق تعالى هستند؛ يعنى از حيث اجمال حقيقتش در صورتش و يا از حيث تفصيل آن (صورت) به صورت كسانى كه از جهت حقيقت و وجود تحت حيطه و فراگيرى اويند، اين ميزان همان كتاب عزيز و ارجمندى است كه بر او فرود آمده است.
١٤/ ٥ و اگر ميزان- به نسبت- جزئى باشد؛ آن شرعى است كه به هر پيغمبر و رسولى كه اصلش اين ميزان قولى كلى است نسبت دارد، براى اينكه غير كاملان از انبيا و رسولان؛ حقايق و وجودشان از حقايق كاملان و وجودشان منشعب و متفرّع شده است، بنابراين نسبت كاملان به آنان از جهت حقيقت و وجود؛ مانند نسبت اجناس است به انواع، همچنان كه نسبت كاملان به حقيقت الحقايق- كه همان برزخيت نخستين است- و به تجلى اوّل كه عبارت از باطن وجود و نور احمدى است؛ نسبت انواع و اجناس است به جنس عالى، پس در هر مدت از سلطنت دورهاى از ادوار اين مظاهر كوكبى؛ خليفهاى از كاملان ظاهر مىگردد، و بايد كه در مدت سلطنت دوره هر خليفه و اولى العزمى هفت مظهر براى اين حقايق داراى اصول هفتگانه- از حيث غلبه حكم اختصاصى آنها- بر مثال ابدال هفتگانه در اين امّت محمّدى ظاهر گردد، و چون هر يك از كاملان هفتگانه مظهر حكمى كلىاند كه حكم هر امرى از امور