ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٥١ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
هيچ چيزى را نمىكند، زيرا حق تعالى از آن حيث (احديت) بىنياز از جهانيان است و مناسبت با هيچ چيزى ندارد، و مسلم است كه هيچ ايجاد و اثرى بدون ارتباط نمىباشد، و هيچ ارتباطى جز با مناسبت وجود ندارد، و مناسبت از جهت تضايف كه بين «الاه» و مألوه ثابت است پديد مىآيد.
١١٢٧/ ٤ و چون اين ثابت شد پس تكليف داراى دو اصل است: يكى ايجاب ذاتى الهى از او بر او- پيش از آنكه غير را عينى ظاهر شود- و زبانش: كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ، يعنى:
رحمت را بر خويش مقرر داشته (١٢- انعام) و: حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ، يعنى: كلمه عذاب پروردگارت محقق گشت (٦- غافر) و امثال اين دو مىباشد، و ديگرى اينكه: تجلى وجودى داراى اطلاق تام از قيدهاى امكانى مىباشد؛ و از حيث نقش گذاريش در آنها؛ اوصاف مختلف به آن اضافه شده و مقيد به قيدهاى لازم گرديد- يعنى به واسطه محال بودن تعقل آن (تجلى وجودى) مجرد و بدون آنها (يعنى اوصاف مختلف)- و در آخر منتهى به يك قيد- كه قيد امكان است- مىشود، از اين روى حكمت عادل و حكم مرتبه جامع كامل اقتضاى ظهور سرّ مجازات را- به واسطه سرّ مناسبت مذكور- كرد و در نتيجه تكليف الهى براى تمام بندگان ظاهر گشت- و هرچه كه غير او است بنده است- و قيود امرى و احكام شرعى- در مقابل آنچه از تقيدات عينى امكانى كه به حسب آنچه موطن و زمان و نشأه و احوال آن را اقتضا مىكند عارض بر وجود شده- تعين يافت، و به واسطه اين تعين امكانى نسبت به غيب ذات؛ راز ارتباط حق با انسان و انسان با حق آشكار مىشود.
١١٢٨/ ٤ و احكام تكليف به واسطه كمى و زيادى و به سبب دوام داشتن و نداشتن- به حسب قيدهايى كه به وجود مضاف و منسوب است- تفاوت پيدا مىكند، پس هركس آينه عين ثابتش به اعتدال نزديكتر باشد و از جهت صفات و احكام متناسب بوده و نشانهاش اين كه در مظهر؛ حكمى كه مخالف آنچه «امر» در ذات خود براى ذات خود اقتضا كرده ظاهر نمىشود (اين آينه) از جهت تكليف كمترين مجالى و از حيث استحقاق و سزاوارى تمامترين مجالى براى مغفرت و آمرزش بزرگى است كه بيشتر محققان آن را نمىدانند و از جهت بيرون آمدن از احكام تقييدى- جز قيد امكان- تندترين و سريعترين آنها است، مانند پيغمبر