ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٤٩ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
١١٢٣/ ٤ اين سخن او بود و اشاره به آن دارد كه اقسام فهمانيدن- پس از بسيط- سه است، و اين اصلى جامع است كه هركس آن را از روى ذوق و شهود شناخت و يا آن را حاضر كرد- حاضر كردن كسى كه واقف و آگاه بر حقيقت آن است- وجود مفاض را كه بهر مرتبهاى اضافه شده شناخته كه آن تعيّن حق است، يعنى نفس رحمانى است از حيث اين مرتبه؛ مطابق تعيّن علمى، پس وجود هر چيزى تعين نفس رحمانى است از حيثيّتى. و نيز ايجاد را هم دانسته؛ و آن انبساط نفس رحمانى است از اين حيثيّت كه موجب تعيّن علمى؛ تعيّن خارجى شدن است. و نيز راز تبعيّت علم مر معلوم را دانسته كه آن آنگونه كه هست تعلق بدان پيدا مىكند- وگرنه جهل مىباشد- و نيز راز مراتب را دانسته كه آنها نظير مخارج (حروف) اند؛ يعنى در اين كه آنها محلهاى تعيناتاند و به واسطه خصوصيات حقايق و اول بودن توجه احدى حصول پيدا كردهاند. و نيز راز مضاهات و همانندى انسانيت را با مرتبه الهى در صفات و افعال- حتى در كلام و كتابت- دانسته، و نيز راز جامع بين علم ذاتى الهى و اوّلى فطرى انسانى را و همينطور بين علم الهى كه متعيّن از معلومات و به معلومات- پيش از ايجاد و بعد از ايجاد- است و بين علم انسانى كه متعيّن به زبان و آشكار به واسطه صوت است خواهد دانست؛ و غير اينها از اسرار و رازهايى را كه تفصيلش به شمار نمىآيد خواهد دانست، هم چنان كه خواهد دانست كتاب مسطور ورق منشور و كتاب مبين و كتاب حكيم و امّ الكتاب چيست، و آن «نون» است كه عبارت از دوات- با مراتب پنجگانهاش كه گفته شد- مىباشد، و چرا قلم قلم ناميده شده و لوح لوح و غير اينها.
١١٢٤/ ٤ سپس در مقصود از مخاطبات ربانى و انسانى و فرق بين مقصود هر دو گوييم:
تمام مخاطبات ربانى و كتابهاى الهى زبانها و عباراتى هستند كه از دو امر خبر مىدهند: يكى احوال بندگان مورد خطاب كه از حيث كينونت و بودنشان با او؛ نزد حق ثابتاند، چنانكه فرموده، وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ، يعنى: هركجا باشيد او با شما است (٤- حديد) و: نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ، يعنى: ما از رشته سياهرگ به او نزديكتريم (١٦- ق) و: ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ، يعنى: رازگويى سه نفرى نيست جز اينكه او چهارمين آنها است (٧- مجادله) و نيز از حيث تعيّنشان نزد او به صورتهايى كه استعدادهاى ازلى غير مجعول