ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦ - (١) مقدمه شارح
توان و ذوقم در فهم آن كتاب و فهمانيدنش مىباشد شرح و بسط كنم، و در اين شرح و بسط استدلال و براهينم آن چيزهايى باشد كه شيخ- قدس سره- در ديگر تصنيفاتش از ضبط و استدلال و انتظام- در قواعد مختلف- بيان داشته است؛ هم چنان كه دربارهاش گفتهاند:
|
اگر لطف و احسان او نبود |
نه حكايت خوش مىشد و نه سخن |
|
|
زيرا هر سخن نغز و نكته نيكو كه باشد |
سوگند به خدا كه سرور من در آن پيشروست |
|
٨/ ١ و يا به واسطه آنچه كه شيخ بزرگوارش- كه بختم ولايت محمدى دربارهاش گواهى داده- و يا فرزندان الهى او- همانند مكاشفات سعيدى فرغانى و مؤيدى كه خشنودى خداوند بر آنان ارزانى باد[١]- بيان داشتهاند.
٩/ ١ و در پيوند و ربط اين قواعد كشفى به مقدار امكان- كه با خرد محجوبان از جهت نظرى و برهانى نزديكى و تطبيق داشته باشد- كوشش فراوان بخرج دادم، اين را به پيروى از روش حضرت شيخ قدس سره انجام دادم، زيرا ايشان- در عين آنكه به تمامى مشاهد و مجامع احاطه تام داشتهاند- در بسيارى از موارد اينگونه عمل كردهاند. پس اگر اين روش مطابق و موافق قصد و هدف او باشد؛ اين از فيض بركات او است، و اگر نه! از قصور و نارسايى قلب و توجه و انحراف حركات (قلب) اين بنده است و اين كيفيت را چنين سرودهاند:
|
هر چند به نزد تو نيرزم حبهاى |
در كوى اميد مىزنم دبدبهاى |
|
|
مستان شراب عشق تو بسيارند |
شايد كه بما نيز رسد مشربهاى |
|
١٠/ ١ و آن را به نام: مصباح الانس بين المعقول و المشهود فى شرح: مفتاح غيب الجمع و الوجود ناميدم، و اگر چه نسبت به كاملان در واقع نه پايهگذارى و تأسيس است و نه ربط و تأنيس، و ناگزير براى هدايت محجوبان به راه راست و طريقه و روششان؛ هم تأنيس و پيوند است و هم ترغيب و تشويق، باشد كه بدين وسيله در درگاه حق سبحان از شمار كسانى باشم كه برخوردارى از شرف شفاعت او يافته و به واسطه كرامت و ارجمندى او از اسارت نفس
[١] - مقصود سعيد الدين فرغانى شارح قصيده تائيه ابن فارض مصرى به نام مشارق الدرارى به فارسى و منتهى المدارك به عربى است كه شاگرد و مريد شيخ صدر الدين قونوى بوده. ديگرى شيخ مؤيد الدين جندى است كه شارح فصوص الحكم شيخ اكبر به عربى و مؤلف كتاب نفحة الروح به فارسى است كه وى نيز از شاگردان شيخ صدر الدين قونوى است.