ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٩٦ - فصل چهارم از فصول باب كه پايان دنباله مطالب پيشين است
چه با خوردن و آشاميدن و استراحت باشد. و يا (وارد الهى به حسب) موطنش باشد، براى اين كه شأن مساجد اين است كه در آن عبادت شود نه داد و ستد. و يا (وارد الهى به حسب) مرتبهاش باشد كه در آن است، مانند طلب مرتبه ارشاد و به اصلاح آوردن حال مريدان، و به اين معنى صوفى فرزند وقتش است و كامل؛ پدر وقتش، و اين عملى را كه وقت معين مىكند مرتبه قرب نوافل گويند كه فرمود: فبى يسمع و بىيبصر و بىيبطش، يعنى: به من مىشنود و به من مىبيند و به من مىدهد و مىستاند، و اگرچه در نزد اهل ظاهر محمول بر اين است كه در هر فعلى از افعالش «جنب الله- رضاى حق» را در نظر داشته باشد، چنان كه قاضى عياض در كتاب شفا گفته: هر جهت از جهات عبادت كه مىخواهد باشد- اگرچه در امور مباح باشد- مانند خوردن به نيت توانايى بر طاعت، و ازدواج كردن به نيت چشم پوشيدن (از ديدن حرام) و زياد كردن عبادت كنندگان، و بيرون رفتن از منزل به نيت عبرت گرفتن و يا به نيت امر معروف و نهى از منكر كردن و يا به نيت طلب آنچه از طاعت به جا آوردن كه توانايى دارد و بازگشتن به منزل به نيت صله رحم و يا تنها شدن براى عبادت و امثال اينها.
٩٦٧/ ٤ چهارم اينكه: به كلى خود از امرى معين انفعال نمىپذيرد، بلكه اگر انفعال مىپذيرد از برخى وجوه و به واسطه برخى وقايع است، براى اينكه شايد اين امر براى آن سبب نشده باشد و يا آنكه معارض و مخالف آن چيزى باشد كه دفعش مىكند، و يا براى اينكه نظر احديت آن را از خودش براى خودش- نه از غيرش- قرار داده، و اين شايستهتر و سزاوارتر است.
٩٦٨/ ٤ پنجم اينكه: در عالم وجود تفاوتى- نه در خودش و نه در آنچه از او خروج پيدا كرده- نمىبيند، چون هيچ تفاوتى در مقتضى حقيقت واحد- از آن حيث كه آن مقتضاى آن است- نمىباشد، و يا براى اينكه تفاوت از تعدّداتى است كه در نظرش مستهلك مىباشد، بلكه نسبت تمام صور واقع شده را به ذات احديت- مانند نسبت اعضاى «زيد» به حقيقت معيّن او- مشاهده مىكند.
٩٦٩/ ٤ ششم اينكه: هيچگاه بر مراتب حكم نمىكند كه آنها موجود محققاند، بلكه نسبى هستند و اعتبارى بدانها نيست. از اين روى گوييم: ما از صاحب اين ذوق (مكاشفه و مشاهده) بيمناك از ترك تعظيم و بزرگداشت مراتبيم و اينكه بر وجود حكم نكند كه مرتبهاش اين و اين