ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٩٤ - فصل چهارم از فصول باب كه پايان دنباله مطالب پيشين است
مىفرمايد: بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ، يعنى: بلكه آنان از خلق جديد در شبههاند (١٥- ق) و چون در هر آن و لحظهاى تجدد مىيابد و تازه مىشود؛ اشاره حسى توان ضبط آن را ندارد، لذا حواس آن را ادراك نمىكنند.
٩٥٩/ ٤ سپس گوييم: اگر گفته شود: نفس الامر و واقع به چه چيزى تعلق دارد و واقع محقق در آن چيست؟
٩٦٠/ ٤ گويم: مجموع امور و احكامى كه شأن آنها اختلاف است؛ به حسب اختلاف ادراكات عقلى است- اگر معنوى باشد- و به حسب اختلاف ادراكات مشهود است- اگر حسى باشد- خواه به نسبت واقع باشد و يا به نسبت غير واقع، و اين همان مراد عارف به خدا است كه چون از او پرسيدند: مراد حق تعالى از خلق چه بوده؟ گفت: آنچه خلق برآنند، و اين چيزى است كه بيشتر اهل عالم مىپندارند مطلبى روشن است، در حالى كه چنين نيست، و اين به سبب الفتشان به آمدن مثل متجدد از پى ديگرى براى بقاى اولى- و به ويژه در اجسام- مىباشد، لذا تأنيس و پيوند دادن عقل به اين به واسطه آن چيزى است كه بيانش در جوهر و عرض گفته آمد.
٩٦١/ ٤ و اين مذهب را شبهات سوفسطائيان كه منكر حقايق اشياءاند و در علوم نظر (شبهاتشان) آمده يارى مىكند؛ جز آنكه اشتباه آنان در انكار ذات است، براى اينكه اين نسبتهاى جوهرى و عرضى و فلكى و عنصرى و غير اينها صفات ذات تجلى احدى وجودى ازلى ابدىاند كه نسبتهاى آن با هر قابلى- همچنان كه گفته آمد- متجدد و تازه مىشود، و اين نسبتها عبارت است از حقايق اسمائى به اعتبارى، و حقايق كونى و وجودى به اعتبارى ديگر.
٩٦٢/ ٤ سپس گوييم: علامات اين ذوق- يعنى ذوق نظر به احديت ذات وجود و وجه خاص- امورى چند است:
٩٦٣/ ٤ نخست اينكه: صاحب آن براى از دست رفتن كارها دريغ و افسوس نمىخورد، و اگرچه واقع شده؛ به حسب نظر و يا مزاج و يا حال و يا مواطن و يا مرتبه او برترين از دو امر بوده است، چون مىداند كه سبب آشكار آن امرى اعتبارى است، پس شايد كه