ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٧٣ - فصل چهارم از فصول باب كه پايان دنباله مطالب پيشين است
شمار رقايق اسمائى است كه اين ستارگان و افلاك صور و مظاهر مراتب آنها (اسماء) و بر شمار احكام و نسبتهاى احكام آنها و احاطه و توافق و تناسب آنها در آنچه كه بين آنها (اسماء) است و نيز دورى آنها از هم مىباشند، پس هر كدام كه احاطهاش تمامتر باشد حكمش بيشتر و مدت زمانش درازتر است.
٨٩١/ ٤ حضرت شيخ قدس سره در تفسير گويد: به واسطه ادوار احكام كلى محيط و فراگير آنها (اسماء و حقايق) آشكار مىشود و به واسطه لحظات احكام ذاتى آنها از حيث دلالت آنها- يعنى دلالت اسماء بر مسما- و مغايرت نداشتن آنها با او (مسما) ظاهر مىگردد، و آنچه بين آن دو (ادوار و لحظات) از روزها و ساعات و ماهها و سالها كه هست؛ به اعتبار آنچه كه بين آن دو[١] از احكام متداخل هست تعين مىپذيرد، و اين مشابه وحدتى است كه عبارت از صفت وجود خالص است و مشابه كثرتى كه از لوازم امكان- و آنچه بين آن دو از موجوداتى كه نتيجه آن دو است- مىباشد، دخول تمام صور فلكى را در عرش (با اينكه تندترين حركات را دارد)- كه روح آن قلم است و سرّش الوهيت- بنگر كه چگونه با حركت تند فراگيرش روزها را اندازه و معين مىكند، و از آن به اسم «دهر»- از حيث دلالتش بر ذات و نداشتن مغايرت- بالا برو تا بدانى زمان متعيّن به عرش؛ صورت آن (اسم دهر) است.
٨٩٢/ ٤ از اين جهت آن حضرت ٦ در دعايش مىگفت: يا دهر يا ديهور يا ديهار، و فرمود ٦: دهر را دشنام ندهيد، چون دهر همان خدا است، پس آن (يعنى لحظه) را كه زمان (فرد) غير منقسم است در نظردار كه آن موجود حقيقى است- به واسطه اعتبار صفت عين موصوف بودن- و غير آن معدوم فرضى- چه در گذشته و چه در آينده- و موجود كنونى است، و دور داراى حكم كثرت و امكان است و تعلقى كه بين وجود حق و بين اعيان است به واسطه معقول بودن حركت مىباشد، پس بين «آن[٢]- لحظه» و دوران و بين وجود[٣] و امكان رنگها و موجودات آشكار شده و احكام دهر و زمان تفصيل پيدا مىكند، پس مستند ادوار: علم مرا در خلقم تا قيامت بنويس؛ است و مستند لحظه: خدا بود و با او چيزى نبود،:
[١] - به اعتبار آنچه از اين دو اصل- يعنى ادوار و لحظات- حاصل مىشود.
[٢] - مظهرش مدرك در اعيان است.
[٣] - به واسطه كشف و عقول در اذهان مدرك است.