ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٥٩ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
تمام موجودات محسوس- مظهر الوهيت است، و اين نظير آن است كه كامل؛ خليفه حق تعالى است در نوربخشى عالميان به نور هدايت به مصالح دو جهات- در شب جهل و ظلمت گمراهى-
٨٤٢/ ٤ پنجم اينكه هر يك از خورشيد و ماه خليفه يكديگراند در وقتى از اوقات از جهت خاص آن، چنانكه خداوند مىفرمايد: وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً، يعنى: او است كه شب و روز را در رفت و آمد قرار داد (٦٣- فرقان) و اين نظير آن چيزى است كه در شرع؛ از خليفه كامل قرار دادن مستخلف- يعنى حق سبحان- آمده، يا كنايه و اشاره به عبارت «وكالت» شده، چنان كه خداوند مىفرمايد: وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا، يعنى: وكيل بودن خدا بس است (٨١- نساء) و بيان او ٦: تمام كارهايم را اصلاح كن. و يا تصريح و روشن به عبارت «استخلاف» آمده، چنانكه پيغمبر ٦ گفت: پروردگارا! تو در سفر همراه منى و در اهل منزل و مال و فرزند خليفهاى. سپس (گوييم:) همانطور كه براى يك روز جمع بين دو حكم شب و روز از خلافت و استخلاف از دو طرف است، همينطور براى كامل جامع بين مرتبه خلافت- به كمال خودش- و مرتبه استخلاف- براى غيبتش در ذات پروردگارش- بدون محدود شدن در آن دو مىباشد.
٨٤٣/ ٤ ششم اينكه به واسطه نور خورشيد؛ كيفيات پنهان در جرم تاريك ماه آشكار مىشود، پس خورشيد از اين حيث نسبت به ماه آشكار كننده است، اما از آن حيث كه اگر اقتران و جفت شدن بين نور آن (خورشيد) و جرم آن (ماه) نبود، نور خورشيدى به اختلاف و تغيير توصيف نشده بود؛ و هيچ اثرى از جزر و مدّ (دريا) از زياد شدن و كم شدن و روئيدن و پژمردن و غير اينها از آثار ماه نبود، يعنى ظهور پيدا كردن از جانب حق تعالى- به سبب بودن آن- كه سنّت و روش الهى بر اين است، و اين نظير آن چيزى است كه براى كامل و غير كامل از وجود و توابع وجود هست كه آنان را پديد مىآورد و اوصافشان را روشن و آشكار مىسازد؛ و نيز براى حق تعالى هم- به سبب بودن آنان- از احكام مظهرى هست، مانند آنكه فرمود: حَتَّى نَعْلَمَ، يعنى (آنان را آزمايش مىكنيم) تا بدانيم (٣١- محمد) و: ان الله لا يمل حتى تملّوا، يعنى: خدا افسرده نمىشود تا شما افسرده نشويد، و فرمود: مرضت فلم تعدنى، يعنى: