ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٥٣ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
٨١٧/ ٤ سپس گوييم: روح كرسى كريم نفس كلى است كه به نام لوح ناميده شده است، چون تعلق نفس براى تدبير (اداره كردن) تفصيلى است، و اين جز درباره اجسامى كه داراى تفصيل و كثرتاند قابل تصور نمىباشد؛ مانند كرسى كه شامل ستارگانى است و جزئيات آنها قابل شمار نيست، و كليات آنكه رصد شده يك هزار و يكصد و بيست و يك- بر مظهريات اسماء به حسب آنها و مشتمل بر بروج آن- مىباشد، البته اگر اجناس صور توهم شده آنها (يعنى صور الكواكب) را در آن (كرسى) بر مظهريات دو كلمه- كه هر يك از آن دو در خبر و احكام پنجگانه تكليفى اعتبار شده- اعتبار كنى.
٨١٨/ ٤ اگر گويى: پيش از اين گفته شد كه برجها در عرش نيز اعتبار مىشود؛ يا به اعتبار اينكه رتبه اجسام بسيط سه است كه نتيجه نكاحهاى پنجگانه مىباشد: نكاح اسماء و نكاح حقايق و نكاح ارواح. و يا به اعتبار اينكه عرش؛ اوّلين مظهر مجموع عوالم سهگانه است كه عبارت از عالم معانى و عالم ارواح و عالم مثال مىباشد، چون در مقام اعتبار تثليث و سه بخشى كردن حقايق چهارگانه طبيعت؛ در عرش دوازده بخش تعيّن مىيابد، پس با اين دو اعتبار چرا روا نباشد كه عرش مظهرى براى نفس باشد[١]؟.
٨١٩/ ٤ گويم: چون آن كثرت اعتبارى است و اين كثرتى است داراى صور و محقق و ثابت[٢] پس مابين اين دو فاصله زيادى است. و سرّ روح كرسى اسم «رحيم» است؛ به واسطه آگاهى دادنش به خصوصيت وجود در هر موجودى، پس در آن جهت تفصيل رحمت و كثرت آن اعتبار شده- همچنان كه در كرسى هست-.
٨٢٠/ ٤ بدان كه «رحمان رحيم» همانطور كه در ذات وجود بهگونه اجمال و تفصيل- يعنى عموم و خصوص- اعتبار مىشوند، همينطور در صفات و كمالات هم اعتبار مىشوند، از اين روى حضرت شيخ قدس سره؛ آن را كه در «بسم الله» آمده حمل بر اول كرده و آنچه در «فاتحه» آمده حمل بر دوم نموده تا عنايت و افاده كامل باشد و بازگشت و تكرار
[١] - يعنى برجهاى دوازدهگانه در آن اعتبار شده؛ چرا با اين اعتبار جايز نباشد كه مظهرى براى نفس باشد؟
[٢] - يعنى در عرش كثرت اعتبارى است، برعكس كثرت در كرسى، چون در آن محقق و ثابت است، و راز روح آن دو اسماء؛ اسم« رحيم» است ....