ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٥٢ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
نمىپذيرد، و در اعتدال به حدّى است كه در خور دوام مىباشد، و آن مجموع مظاهر روحانى- براى اصول صفات الوهى كه عبارت از اصول اركان «عماء» مىباشد- گرديد، لذا مظهر حيات اسرافيل؛ و مظهر علم جبرائيل، و مظهر اراده ميكائيل، و مظهر قدرت عزرائيل شد و همانگونه كه گذشت امروز اينان حاملان آنند و موكل ظهور احكام آن.
٨١٥/ ٤ و از اين دانسته مىشود كه تمامى حقايق طبيعت و كيفيات آن اثربخشاند، نه آن گونه كه فلاسفه پنداشتهاند كه اثربخش فقط گرمى و سردى است، اما ترى و خشكى اثر پذيراند، اين بدان جهت است كه آن دو مظهر اراده و قدرتاند و آن دو به گونهاى هستند كه صفت قول و كلام كه داراى اثربخشىاند جز با برخورد با آن دو تعين نمىيابند، و اينها پيش از اين گفته و دانسته شد. خلاصه آنكه اگر حكم وحدت و اجمال بر حيات و علم؛ و اثر كثرت و تفصيل بر اراده و قدرت- به واسطه موقوف بودن تعيّن آن دو بر جدايى- غالب باشد؛ فعل منسوب به دو مظهر اولى (حيات و علم) از اركان هباء مىباشد و انفعال منسوب به دو مظهريت قدرت و اراده- اگرچه همگى در طبيعتى كه نتيجه امتزاج آنها مىباشد از هم انفصال و جدايى پيدا نكرده باشند-.
٨١٦/ ٤ حال گوييم: چون مظهريت گاهى با واسطه است و گاهى بىواسطه، جايز است كه اجسام را مظاهر ارواح و اسماء اعتبار كرد، ولى اگر اسماء نسبت به مظاهر ارواح داده شوند به نام اسرار آنها ناميده مىشوند. از اينروى گوييم: روح عرش؛ قلم اعلا است، چون آن (عرش) مظهر قلم- به واسطه اثربخشى عامش- و نيز لوازم آن از احاطه- به حسب اقتضا- و وحدت و وجوب بالغير و دوام مىباشد. و سرّ روح عرش اسم «رحمان» است كه بر آن- به معانى گفته شده- استيلا و غلبه دارد، براى اينكه آن (رحمان) اسم حق تعالى است- به اعتبار وجود عام كه از او فايض گرديده- و آن مقصود از بيان حضرت شيخ قدس سره است كه گفته: آن اسمى است براى صورت وجود الهى- از حيث ظهورش براى خودش- و آن رحمت عام فراگير محيطى است كه هيچ موجودى از آن بيرون نيست، و نسبتش به عرش و روح آن به واسطه مظهريتش است از حيث احاطه به اثربخشى و غير اينها كه برشمرديم، نه تنها از حيث نسبت وجود به آن.