ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٤٨ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
٨٠٢/ ٤ ولى اگر اين اجتماع محيط؛ احديت جمع مضاف به حقيقت الحقايق را كه در آن مرتبه اولى و برزخيت كبرا به حكم سرايتش در تمام مراتب داخل است- بهطورى كه جز براى يك مشاهدهگر و وارث حقيقى او مشهود نيست[١]- بهبخشد؛ اين قرآن است و مجمل صورت جمع شده و اجمع آن محمد ٦ مىباشد.
٨٠٣/ ٤ پس كتاب عبارت از دو كتاب است: فعلى و قولى، فعلى همين كتاب مبين است، و قولى را گفتهاند كتاب حكيم است كه به واسطه بيان اين كتاب فعلى (مبين) مختصر، محكم است.
٨٠٤/ ٤ بدان كه اين كتاب حكيم به حسب تنوع حقايق؛ متنوع است و (حقايق) مشتمل بر برزخيت دوم مىباشند، پس تجلى دوم از حيث هر يك از اينها فرود آمدن و نزولى است و در هر نزولش مظهرى كلّى دارد و از حيث آن مظهرش دوره سلطنت و غلبهاى، و نيز بالا رفتن و عروجى- از نزولش- دارد و در آن عروجش مظهرى كلى و جمعى انسانى دارد كه عين هر خليفه كامل- جز محمد ٦- مىباشد، و در آن (تجلى) كتابى دارد كه به واسطه بيان كمال آن (خليفه كامل) كه نقطه اعتدالش را در تمام حالات او و حالات متابعان و قوم و خاندانش مبيّن و آشكار مىسازد محكم است، مانند صحف و كتابهاى انبيا- غير پيغمبر ما محمد ٦-.
٨٠٥/ ٤ و اما قرآن حكيم؛ جامع احكام اين حقايق و اسماء كلى اصلى- كه عبارت از ائمه هفتگانه احديت جمع اعتدالى است- بوده و آن كتاب بر مظهر احدى جمعى اين احديت جمعى فرود آمده است، و آن پيغمبر ما محمد ٦ است و آن كتاب؛ قرآن است كه به واسطه بيان اكمل بودن او و آگاهى دهنده از نقطه برزخيت و اعتدال او در تمام گفتار و كردار و احوالش- از صورت اجمالى او براى خودش و تفصيلى آن براى متابعان و قومش- محكم است، و سخن عايشه اشاره به اين مطلب دارد كه گفت: خوى پيغمبر ٦ قرآن بود. اشاره دانايى بود كه از چراغدان آن نويدبخش بيمرسان فراگرفته شده.
[١] - يعنى محمد ٦ و وارث حقيقى او( ختم ولايت كليه او) حضرت مهدى سلام الله عليه و عجل الله فرجه. م