ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٤٥ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
به حسب مراتب مترتب مىشود و به انسان و به پائينترين دركات جزئى حسى منتهى مىگردد و از تعين اول آغاز مىكند، پس محسوسات مظاهر مثاليات و روحانياتاند و اشباح مظاهر ارواح و ارواح مظاهر معانى و حقايق؛ و آنها مظاهر نسبتهاى اسمائى و علمىاند كه تفصيل تعيّن دوماند و مرتبه و احديّت مشتمل بر تمام آنها است، و آنها مظهر تعين اول و وحدت حقيقى مطلقاند كه جامع واحديت و احديت مىباشد، و آن اولين مظهر غيب الهى مطلق مىباشد، از اينروى حضرت شيخ قدس سره در تفسير آن را اوّلين مراتب شهادت از جهت نزول و تركيب؛ و آخرين آنها از جهت عروج و تحليل ناميده.
٧٩٥/ ٤ مقدمه سوم اينكه: مظاهر كلى خاص حقايق كلى اصلى؛ و جزئى خاص جزئى است، و خلاصه آنكه مظاهر حكايت كننده ظاهرها هستند- به آنچه كه بر آن هستند- حتى مىگوييم: آنها عين آنهايند از جهت ذات و حقيقت، و غير آنهايند به واسطه نسبت ظهور و تعين مرتبتى.
٧٩٦/ ٤ حضرت شيخ قدس سره در فك فص محمدى (از كتاب فكوك) گويد: بدان كه هر پيغمبرى مظهرى از مظاهر حق تعالى است، ولى از حيثيّتى مخصوص كه نسبت به حق تعالى از حيث آن اسمى تعين مىپذيرد، و شأن آن اين است كه آن موجود جز از آن حيثيت استناد به حق پيدا نمىكند، و شأن هر موجودى چنين است، جز آنكه انبياء و بزرگان اوليا مظاهر اسماء كلىاند كه نسبت آن اسماء كلى به اسماء بقيه موجودات و عموم مردمان؛ نسبت اجناس و انواع است به اشخاص، به اين سبب بين انبياء و اولياء تفاوت در احاطه و فراگيرى حاصل آمد، و پيغمبر ٦ در حديث قيامت بدان اشاره كرد و فرمود: پيغمبرى مىآيد و با او دستهاى همراه است و پيغمبر ديگرى مىآيد كه با او دو نفر همراهند و پيغمبرى مىآيد كه با وى يك نفر همراه است و پيغمبر ديگرى مىآيد كه با او هيچ كس همراه نيست، و نهايت كوشش بزرگان از اهل الله اين است كه ارتباطشان به حق تعالى- در قوس صعود- منتهى به تعين اول شود كه پائينتر از احديت ذاتى بوده و جامع تمامى تعينات مىباشد. جز آنكه شأن پيغمبر ما ٦ و كاملان از وارثان او كه با تعيّن اول است مخالف شأن غير آنان از انبيا و اوليا و جز آنان مىباشد، يعنى اين تعيّن غايت