ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٣٩ - اشارهاى شريف و لطيف به راز ستيز ملكوتى كه گاهى از جانب فرشتگان است
مىرود (٥- سجده) و در فرموده ديگرش: يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَ، يعنى: امر را در بين آنها نازل مىكند (١٢- طلاق)- در مراتب استيداع (موقت) از مرتبه حقيقت الحقايق؛ يعنى مرتبه وحدت كه جامع بين احديت و واحديت جمعى احدى است فرود مىآيد، و آن مرتبه جمع و وجود است- فرود آمدنى غيبى نه حسّى- چون هيچ احساسى نيست؛ پس هيچ تعدّدى نيست، يعنى از مرتبه وسطى قطعى مركزى؛ به واسطه وحدت حقيقى كه نسبتش به حدود قيود و نهايات بىنهايات برابر است- مانند نسبت مركز دايره به محيط آن- به حركتى غيبى معنوى استيداعى؛ نه وجودى انتقالى؛ چون غير را وجودى نيست، و (حركت) اسمائى- به واسطه وقوعش در تعينات نورى، و (حركتى) ذاتى (فرود مىآيد) چون هيچ اتصافى به تعينات اسمائى جز براى ذوات نيست.
٧٨٠/ ٤ و بايد بين اين دو وصف هيچ منافاتى پنداشته نشود، براى اينكه نسبت حركت به اسماء به اعتبار محل معنوى آنها است و آن عبارت از صفات و مراتب مىباشد، و نسبتش به ذات به اعتبار اتصاف يافته و صاحب مرتبه است، و آن عبارت از تجلى احدى است، و به واسطه تصور آنچه كه پيش از اين بارها گفته شد روشن و آشكار مىشود كه حق سبحان؛ در مقام حكم به احكام تعيّن بر او؛ احدى غير متعيّن در ذات خودش است و ذاتش احاطى است، و چون تمام مراتب و اعتبارات و تعينات اسمائى نسبتهاى ذات واحد و احد اويند، پس جامع تمام آنها مىباشد، (سپس امر الهى) به مرتبه دوم الهى كه نفس رحمانى در آن است و موصوف به «عماء» است فرود مىآيد؛ ولى از حيث تفصيل، همچنان كه از حيث اجمال مرتبه انسانى كمالى است، و گاهى از «عماء» توصيف به مرتبه مىشود و گاهى نفس رحمانى- از حيث آن «عماء»- و اوّلى موافق لفظ حديث است.
٧٨١/ ٤ سپس (امر الهى) به مرتبه قلمى عقلى فرود مىآيد، و در آن جمع بين دو اسم در دو اصطلاح براى يك مسما است، و (حضرت شيخ قدس سره) عالم تهيّم را در اينجا به واسطه واسطه نبودنش در فرود آمدن امر بيان نداشته است، چون آن از عالم تسطير و تدوين نيست، و يا اينكه آن از حيث عدم واسطه بين آن و پديد آورندهاش در مرتبه قلمى مىباشد، و اگر (حضرت شيخ قدس سره) در تفسير حكم به پيش بودن و تقدم آن داده به اعتبار بساطت