ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥ - (١) مقدمه شارح
هوسهاى صاحبان علم (ظاهرى و رسمى) به حدى بود كه اميدى نه به مطابقه روشهاى ايشان بود و نه به توافق بين گذشته و حالشان در كشف حقايق عقيده؛ و بيان لغزشگاههاى شريعت حاضر، مرا اين انگيزه پيدا شد كه غور و انديشه در حقيقت مذاهب توحيد ذات و صفات، و ارسال نظر در مشارب و اذواق اهل تحقيق و وثوق نمايم، آنان كه شعار و ظاهر كارشان چنگ زدن به حقيقت امور شرعى؛ و باطن كارشان پاكيزه كردن نفوس و روانها و كامل نمودن خوهاى پسنديده و كريم؛ و پىبردن به اسرار و رازهاى الهى و جذبه و كشش ربانى- كه در خور پذيرش[١] است- و دانستن اسرار فروع و اصول دين مىباشد، زيرا خلاصه و نتيجه ذوق آنان حمل كردن كتاب الهى و سنت او بر حقيقت- نه مجاز آن- در حد طاقت و توانشان، و توافق دادن بين حدود عقول و آيات منقول (در قرآن) و جمع آن در حيطه امكان معقول و انديشيدن است.
٥/ ١ و چون توفيق الهى براى اطمينان و آرامش قلب بر روش اين گروه مساعدت و ياريم كرد؛ با خود گفتم اين بهره و نصيب تو است، پس از آنچه كه شبههناك است در گذر و آنچه كه شبههناك نيست برگير[٢].
٦/ ١ و چون مركب خاطره و انديشه را سوى مدين (حقيقت يابى) راندم؛ بركاتش در باطن و ظاهر آشكار گشت، و از آن بركات اين كه خداوند منّان مرا در تكرار نظر و فكر؛ و انديشيدن در حقايق كتاب «مفتاح غيب جمع و وجود» آسانى و انسى بخشيده بود، همان كتابى كه شيخ كامل و مكملمان، سرور هر دو سر او برزخ بين دو حضرت و آينه دو طرف و جلوگاه دو مشرق و شرف، ابو المعالى صدر الدين محمد بن اسحاق بن محمد بن على بن يوسف قونوى قدس الله سره تصنيف نموده است.
٧/ ١ خواستيم سخنش را- نه آنگونه كه مقامش اقتضا مىكند- بلكه آنگونه كه در حد
[١] - يعنى آنچه از اسرار الهى را كه اين گروه توان پذيرش و قبولش را دارند- نه همه اسرار فروع و اصول دين را-
[٢] - اين حديث نبوى است، و ساق حديث اينگونه است: هر كه در اطراف قرقگاه گوسفند چراند ممكن است در آن( محوطه قرق شده) بيافتد( و گرفتار شود) و در حديث ديگر: زيرا فقدان چيزى را كه براى خدا رها كردهاى احساس نخواهى كرد- كه راستى مايه نجات است-.