ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٩٨ - قاعده نخستين
هيئت و شكل ظلمانيش از نور مدبّر حصول پيدا مىكند؛ ولى به جهت نيازمندى- البته اگر برزخ قابل تصرف نور مدبّر باشد- و اين به واسطه تمام بودن استعداد آن است.
٦٤٢/ ٤ سپس (گوييم:) انوار قاهره تقسيم به انوار اعلين؛ كه عبارت از طبقه طولى است و مترتب در نزول علّى؛ و به واسطه شدت نوريّت و نزديكىشان به وحدت و كمى جهت ظلمانيت در آنها؛ چيزى از اجسام از آنها حاصل و صادر نمىگردد، و (نيز تقسيم به) انوار قاهره صورى كه ارباب (رب النوع) اصنام نوعى جسمانىاند مىگردند، و اين اخيرى طبقه غرضى متكافأ غير مترتب در نزول (برعكس طبقه طولى) است و متوسط در نعت (صفت) صور- خواه مثالى باشد و خواه حسّى- براى اينكه فزونى تنزّل موروث غلظتى است كه بدان نورانيت با جسمانيت ظلمانى اعتدال پيدا مىكند و در تصوير (شكلگيرى) ارواح و اجسام اثر مىگذارد.
٦٤٣/ ٤ و اين طبقه عرضى هم خود دو قسم است: يكى از آن دو از جهت مشاهدات حاصل مىشود و دومى از جهت اشراقات كه هر دو حاصل از طبقه طولىاند، و چون انوارى كه از مشاهدات حاصل مىآيد برتر از انوارى است كه از اشراقات حصول مىيابد، و عالم مثالى برتر از عالم حسى است؛ صدور عالم مثال از انوار مشاهدى و عالم حس از انوار اشراقى واجب و لازم مىآيد، براى اينكه اشرف و برتر؛ علت براى اشرف است و اخسّ و پستتر علت براى اخسّ- بر آنگونه كه در هر يك از دو عالم تكافأ و برابرى هست- براى اين كه آنچه در عالم حسّ از افلاك و ستارگان و عناصر و مركبات آنها و نفوس متعلق به آنها هست، همانند آن در عالم مثال يافت مىشود، و همانطور كه در انوار اشراقى بايد نورى كه از جهت نوريّت و عشق بزرگتر از همه است و علّت فلك اعلاى حسّى است باشد، همينطور در انوار مشاهدى بايد نورى كه از همه بزرگتر است و علّت فلك اعلاى مثالى است باشد، و همانطور فلكى كه محيط به هر يك از دو عالم است چيزى كه زير آن است نه با آن برابرى دارد و نه نزديكى؛ بلكه آن كاملترين اجسام و قاهر و غالبترين آنها است، همينطور حكم عليت عقلى نسبت به ارباب اصنامى كه در طبقه عرضى هستند اينگونه مىباشد.
٦٤٤/ ٤ گويم: از اين بيانات شمارى از رازهاى كلمات و بيانات حضرت شيخ قدس سره روشن مىشود: