ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٩٤ - اصل چهاردهم در تعين صورت كرسى - پس از تعين صورت عرش
كه عبارت از بهشت اعمال و بهشت ميراث و بهشت امتنان مىباشد، و درجات آن مظاهر اسماء «احصاء» است كه شمار آن به واسطه اسم جامع «الله» به يكصد تمامى و كمال مىيابد، همچنان كه در خبر صحيح آمده: در بهشت يكصد درجه است كه فاصله بين هر درجه تا درجه ديگر مانند فاصله بين آسمان و زمين مىباشد، و فردوس بالاترين درجه است كه از آن رودهاى چهارگانه جارى است و بالاى آن عرش است، پس از خداوند وقتى چيزى خواستيد فردوس را بخواهيد. و نهرهاى چهارگانه اشاره به اركان (عناصر) طبيعى است، پس از ركن گرمى و حرارت نهر شراب و از برودت و سردى نهر آب و از رطوبت و ترى نهر شير و از يبوست و خشكى نهر عسل جارى مىشود- البته پس از تركيب برخى با برخ ديگر- لذا آبشخور مقربان خالص است و آبشخور نيكوان مؤمن آميزش و آميختگى دارد.
٦٣١/ ٤ و نسبت به ظهور آنچه كه ظهورش در عالم حسّ به صورت مثالى مقدّر شده؛ كافر و مسلمان و بلكه انسان و غير انسان در تصور (نقشپذيرى) روحانيت آن (كرسى) در اين وجه (عمائى) برابرند، لذا مسلمان و كافر را در هنگام فرود آمدن مادّه وجودشان و تصور روحانيّتشان در آن (كرسى) منزل است، و دوزخ از زير گودى كرسى تعيّن مىيابد، پس ناگزير از تنزّل و فرود آمدن وجود آن دو است از آن (كرسى) تا آنكه به صورت حسّى آن دو- كه براى ماده وجود و تصور (نقشپذيرى) روحانيتشان در هر عالمى منزلى به حسب آن عالم است- ظاهر گردد، بنابراين براى هر يك از آن دو منزلى در بهشت است و منزلى در دوزخ، و چون كافر مرد روحش از دوزخ به بهشت- به جهت غلظت صورت تركيبش و غلبه جسمانيتش بر روحانيتش- بالا نمىرود، لذا منزلش در بهشت خالى و بىاستفاده مىماند تا آن كس كه به روحش- به واسطه غلبه حكم روحانيتش بر حكم طبيعتش- بدانجا بالا رفته آن را به ارث مىبرد، و بين او و بين آن؛ نسبت و قربى- از حيث صفتى نيك و يا حكم دخول تحت حيطه حكم اسمى الهى در اصل- مىباشد كه آن وجه (و نسبت) به نام فردوس- كه همان بهشت ميراث است- ناميده شده است. و اما وجه جامع عبارت از بهشت امتنان است و در آن «كثيب رؤيت» است و آن محل رؤيت و مشاهده (حق) است، و آن به بهشت عدن نيز ناميده شده است. و اما بهشت اعمال عبارت از آن طرف آن است كه جانب عالم شهادت مىباشد.