ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٨٢ - اصل چهاردهم در تعين صورت كرسى - پس از تعين صورت عرش
مظاهر كونى ظاهر گشت، به مجموع تأثير حركت عرش ظاهرى اضافه و نسبت داده مىشود، چون آن صورت حركت تجلى حبّى است كه دورى (گردشى) و پاك بوده و طالب قابليات است و به زبان استعدادهاى آنها- آنچه را كه بدان كمالات ممكنى آنها آشكار مىشود- درخواست مىكند، لذا در صورت آنها خاصيت و ويژگى (استعداد) آنها ظاهر مىشود و سپس صورت آن (عرش) در صورت كرسى اثر مىگذارد، و همينطور از روح آن (عرش) كه قلم است روح كرسى ظاهر مىشود؛ و آن نفس كلّ است كه عبارت از لوح محفوظ مىباشد، و همينطور از حركتش؛ حركت دورى آن (كرسى)- به واسطه اين كه مانند آن بسيط است- ظاهر مىشود.
٥٨٣/ ٤ حضرت شيخ قدس سره در تفسير گويد: عرش كه مظهر وجود مطلق و همانند قلم و صورت اسم «محيط» است ظاهر شد و سپس كرسى كه مظهر موجودات متعيّن- از آن جهت كه متعيّناند- و همانند لوح محفوظ است (نسبت به قلم) ظاهر گشت.
٥٨٤/ ٤ شيخ اكبر رضى الله عنه در كتاب عقلة المستوفز گويد: اولين صورتى كه هباء را قبول كرد صورت جسم مطلق بود و آن درازا و پهنا و ژرفا بود، درازيش از عقل و پهنايش از نفس و ژرفائيش خالى بودن تا مركز بود كه عبارت از جسم كل باشد، و اوّلين شكلى را كه پذيرفت؛ شكل كروى بود كه همان فلك است، پس آن را عرش ناميد و به اسم «رحمان» بر آن استيلا و غلبه يافت، استيلايى كه شايسته و در خور او است- بدون تشبيه و چگونگى- و آن اوّلين عالم تركيب است و استيلاى او بر آن از «عما» است و آن عرش حيات است و عرش نسبى؛ كه وجودى جز به واسطه نسبت ندارد، و خداوند حاملان آن را در روز قيامت هشت قرار داد و امروز چهاراند.
٥٨٥/ ٤ نخستين بر صورت اسرافيل است و دومين بر صورت جبرائيل و سومين بر صورت ميكائيل و چهارمين بر صورت رضوان (خازن بهشت) و پنجمين بر صورت مالك (خازن دوزخ) و ششمين بر صورت آدم و هفتمين بر صورت ابراهيم و هشتمين بر صورت محمد ٦ و عليهم اجمعين، و اين صور مقامات آنان است نه صور نشآت ايشان.